آبدارچی هندی ما
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

صدای داد و بی داد همکار عراقیم رو دارم میشنوم .هی میگه ما اینجا چایی میخوریم کافی میخوریم یعنی چی که نمیتونم بکشم.رفتم میگم چیه چی شده میگه من دیگه از دست اینا دیوونه میشم ٢ تا سوسک به چه گندگی تو آشپزخونه خندون خندون دارن میگردن به آبدارچی هندیه   میگم اینا چیه؟! خب بکششون ,میگه ننننهههههههه گناه گناه هست من نمیتونم اینا رو بکشم. حراااااااااام

بعله دیگه کشتن هر نوع حشره ای تو دینشون گناه هست و ما باید بسیار مسالمت آمیز با سوسکهای توی آشپزخونه کنار بیایمگریه

خب وقتی اینجوری موشها رو میپرستند و کلی هم غذای شاهانه بهشون میدن چه انتظاری باید داشت؟! خب سوسک هم لابد یک جایگاهی داره واسه خودش دیگه.