فلفل خسته
ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

آآآآآآآیییی واییییییییییی دارم میمیرم از خستگی هر روز ٩.۵ الی ١٠ ساعت دارم کار میکنم اونم همش محاسبه و فکر و فکر دیگه سرم ترکید بس که ازش کار کشیدم فکر کن اگه بگی یک ذره از کار اینا کم بشه کی گفته دبی رو به ورشکستگیه؟! کی گفته دیگه ساختمون کم درست میکنند ای خدا مگه اینا پولاشون تموم میشه عین نقل و نبات دارند میسازند.

خیلی نیاز به یک مسافرت دارم نیاز به مرخصی نیاز دارم برم ایران دلم واسه همه وهمه تنگ شده واسه نقطه نقطه شیراز گریه

نمیتونم مرخصی بگیرم اولا" که تازه استخدام رسمی شدم بعدشم فقط یک ماه مرخصی در سال داریم که اون هم باید بزارم واسه عروسیم.

میگما بعدها که سرم شلوغتر شد بچه دار شدم بعد چه جوری میرسم کار کنم این بچه که بی ننه بزرگ میشه که.

کلفت همکارم از خونه فرار کرده و متوجه شده هر روز و هر روز که ایشون میومدند سر کار و هیچ کس هم خونه نبوده این خانم کلفته پارتی میگرفته تو خونه این همکارم, پسر و دختر و همش هم از لوازم آرایش همکارم استفاده میکرده ولی جا داره یک خسته نباشید به این خانمه بگم ماشالله چه جوری میرسیدی هر روز خونه تمیز کنی؟!!تعجب