فلفولی اووووووووومد
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

خیلی خیلی ذوق داشتم عین روزهای اول که میخواستم ببینمش دوست داشم واسش خیلی خوشکل کنمنیشخند

رفتم آرایشگاه پاکسازی صورت رو روز قبل انجام دادم.پاکسازی صورت با طلا صورت رو جون میدهاا نمیدونستم صورت هم میفهمه طلا خوبه واسش.

بعد از کلی کرم و اینا که زدند یک ورقهای کوچولو کوچولو که شبیه برچسپ بود گذاشتن رو صورت زیر این برچسپها گرد طلا بود بعدش هم با همون گرد طلا انقدر صورتت رو ماساژ میدن تا همش به خورد پوست بره و میگه تا چند ساعت آب به صورتت نزن.قیمتش هم تقریبا" میشه ١١٠ تومن.

بعد هم مراسم موم اندازون با موم میوه ای که پوست رو لطیفتر میکنه .

بعد رفتم سراغ دست و پام و اس پا    واسه پا که علاوه بر پدیکور و اسکراب ,روی پاهام ماسک گذاشتن عین رو صورت بعد هم یک کیسه کشیدن روش بهد یک کیسه حوله ای کشیدن روش و گذاشتنم رو این صندلیهای ماساژی و کلی حال کردم جاتون خالی.

لاک هم بر خلاف همیشه لاک تیره تیره زدم تنوع بشه.البته من ناخنهای دستم رو میخورم هر کاری هم میکنم باز میخورم از جمله کارهایی که کردم:

ویتامین زدم باز خوردم,از اونایی که ناخن رو عین زهر میکنه زدم باز خوردم,ناخن مصنوعی زدم باز خوردم,و با عرض شرمندگی ناخن کاشتم باز تیکه پارش کردم.

ناخنام رو قورت نمیدما میکنم میندازم دور.

آیا شما راه دیگه ای هم بلدین؟!

خب میگفتم پاهامو که حسابی بلور و صافرفتم خرید .اومدم خونه.واسه شام تدارک دیدم  بعد دیدم یک شیشه شیر تو یخچال تاریخش گذشته اونم ریختم تو وان آّب رو باز کردم و بعععله دیگه حسابی خودمو تحویل گرفتمو تو آّبشیر خوابیدم.

موهامو فر کردم .(وهای خودم لخته)

لباس تینتانی پوشیدم ١٠ شاخه گل رز سفید خریدم  وبدو بدو به سمت فرودگاه.

ای که من فداش بشم چه خوبه آدم بره مسافرتااا بعدش که همدیگه رو میبینیم از ذوق    میمیریم و میشیم عین روزهای اولنیشخند