صخره نوردی
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

این خرس گنده اما شجاع که از صخره نارنجی رنگ آویزونه یعنی سمت راستی منم که اونجا گیر کردم و در حال جیغ زدن هستم.

دختر عموی کوچکمان ما رو بردند اینجا تا بلکه عضلاتم قوی بشه و از گوشتهای تنمان کمی کاسته بشه .ما هم که عاشق این جینگولک بازیهانیشخند

چه میدونستم سخته دیدم همه عینه عنکبوت دارن میرن بالا .وااای چشمتون روز بد نبینه دستام انقده کش اومدن که فکر کنم از جا کنده شدن .این دندهام واااایی .دستم آآآآآآآآآآآااخ همه اولش کلی نرمش میکردن تازه هز روز هم میان من دیوونه دوان دوان رفتم بالا .

دیگه فقط تا اینجاها تونستم برم گیر کرده بودم اساسی دستام رمق نداشت حرکت نمیتونستند بکنند هر چی میگفتم میخوام بیام روی زمین همه داد و بی داد که نه تو میتونی میتونی منم همونجا موندم...

ولی اون قسمتش که میای رو زمین حال میده آویزونی به یک طناب