خدایا شکر
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ دی ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

احساس میکنم خوشبختم .احساس میکنم هر شب راحت میخوابم زیر پتوی گرم و جای نرم.با شوهری مهربون...

خوشبختم یک سقفی بالا سرمه و با اینکه حقوقمون کمه ولی انقدر سالم هستیم که از پس زندگیمون بر بیایم.

خوشبختم که گریهای شبانم کم شدن و زندگیم پر از خندست..

فکر میکنم ۵٠ در صد خوشبختی رو میتونیم خودمون به وجود بیاریم از چیزی که داریم راضی باشیم و به بدتر از اون فکر کنیم.

خیلی خیلی به این ایمان دارم که اگه همش بگی بدبختم بدبختم خدا  گرومپی همه جی رو سرت خراب میکنه تا بهت یاداوری کنه اون موقع چقدر خوشبخت بودی.

هر روز با شکم سیر میخوابیم .خدایا شکرت ما رو تو یک خونواده بدبخت و فلکزده نیافریدی.میتونستیم جز بچهای خیابونی باشیم!

تونستیم درس بخونیم واسه خودمون کسی بشیم...

اگه جایی بزرگ شده بودیم که حتی پول واسه مدرسمون نبود چی؟!

اگه مجبور بودیم واسه ٢٠٠٠ تومن پول تو بغل هر لندهوری بخوابیم چی؟؟!!

چقدر باید خدا رو شکر کنیم که از بیمشکلی همش واسه خودمون مشکل درست میکنیم.

تو کتاب گل صحرا جایی نوشته بود (زندگی واریس دیری که اهل سومالی بود) که ممکن بود ٣ روز غذا نخوریم و این خیلی عادی بوده و وقتی رفته بود لندن واسش خیلی جالب بود که مردم واسه چه چیزهایی غصه میخورند.

اگه همش خوشبختی مطلق بود اگه زندگی بدون هیج غم وغصه ای بدونگریه بود !خنده و دلخوشی و خوشبختی معنی نداشت! بیاین محکم باشیم و زندگی کنیم معلوم نیست چند روز دیگه اینجا باشیم .

بیایم ازش لذت ببریم یه ذره بیخیالتر بشیم و با اون چیزایی که هنوز داریمش خوش باشیم.