اینجا آفریقاست
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ آذر ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

اینجا آفریقاست کشور جیبوتی من که تا حالا اسمش رو هم نشنیده بودم دوست فلفولی واسه یک کاری مجبور شده بود بره و این عکسها رو آورده بود واسمون!

الان این عکسها مربوط به پایتخت این کشور.کشوری که خیلی خیلی فقیر هستش و جز مستعمره فرانسه بوده و تقریبا"٣٠ سالی هست که مستقل شده.با تعریفهایی که میکردند به نظرم هنوز هم مستعمرست چون زبان دومشون فرانسویه و فقط فرانسویها میتونند شغلهای عالی داشته باشند وفقط فرانسویها میتونند تو مدرسهای خوب درس بخونند.

بالاترین مدرک دانشگاهی تو این کشور فوق دیپلم هست.کشورش مسلمونه .اکثرا" زنها کار میکنند و مردها به علت اعتیاد به یک گیاهی که به زبان خوشون بهش میگن (کد)با فتحه بخونین,نمیتونند کار کنند و اکثر گوشه خیابونا افتادند و توان کار کردند ندارن.این گیاه آزاد و تو هر رستوران و هر جایی میفروشند البته مثل اینکه اعتیاد نمیاره ولی خب مشنگت میکنه دیگه.

قیمت بره تو این کشور یک سوم مرغ هستش و خیلییی ارزونه با این حال بازم  توانایی خریدنش رو ندارند.یک مرد اهل سعودی با دادن پول به رییس جمهور این کشور کل صادرات گوشت اونجا رو بر عهده داره و هیچ کس دیگه نمیتونه گوشت از این کشور خارج کنه.

جالب اینجاست با اینکه کشور مسلمونه ولی زنهایی که پیش هر مرد میخوابند زیاده مثلا"‌یکی از خانمهایی که اونجا کار میکرده گفته این دو تا بچه از شوهرمه این دو تای دیگه نمیدونم بچه کی هستش!!!

یه بار یه خانم میاد پیش دوست فلفولی روش رو پوشونده بوده بهش میگه چرا روت رو پوشوندی؟!!صورتش رو نشون میده همش زخمی و سیاه و کبود و وحشتناک و میگه شوهرم منو زده! دوست فلفولی بهش میگه خب برو شکایت کن!

همه میزنند زیر خنده میگن بابا الان شوهرش حالش بدتره انقده زده به شوهرش که نمیتونه راه بره!

بعدشم اینجا که واسه اینجور چیزا پلیس نمیاد خیلی عادیه دعوای همه زن و شوهرها این شکلیه!

یکی دیگه از چیزای جالبشون کتابفروشیشون بوده دوستمون میگفت اونجا حوصلم سر رفته بوده به چه بدبختی تنها کتابفروشی انگلیسی شهر رو پیدا کردم بعدش دیده کتابها همه قدیمی و به شدت کهنه آقاه گفته ما اینجا کتاب میفروشیم بعد به قیمت ارزونتر دوباره میخریم چون کمبود کتاب هست اینجا!

عکس اول که گذاشتم یک آقایی هستش که سرش پایینها ایشون هر روز و هر روز اونجاشون رو میارن بیرون و همونجا وایمیسه هیچ کس هم هیچی نمیگه هر روز صبح تا بعد از ظهر این کار رو میکنه!

عکس بعدی اون گاریه تاکسیشونه البته تاکسی ارزونتر که عمومیتر هستش و با خر هم رانده میشود.

عکس ٣ نمایی از یک خانه ٢ طبقه.کلا" خونهاشون برق ندارند و هنوز که هنوزه از چاه آب میکشند ومیخورند!چاهشون هم پر از کرم و هزار جونور دیگست!

عکس ۴ تصویر یک زن که در حال کار کردن هستش!کفش نداشتن یه چیز کاملا" عادیه!

عکس ۵ تصویر یک کامیون من نمیدونم این ماشینه چه جونی داره که هنوز کار میکنه!

عکس ۶و٧ هم نمایی از خونهاشونه که با گ.نی و کیسه زباله خونهاشون رو میپوشونند.

عکس آخر هم نمایی از حمام کردنشون هست.

میگفت خیلی هم آدمهای بدجنسی هستند و همش دارند زیرآب هم دیگه رو میزنند و خیلی هم نفهم هیچی حالیشون نیست و خنگتر از زنها مردهاشون هستند.

تازه اینا پایتختشونه حالا من نمیدونم تو روستاهاشون و بقیه شهراش زندگی چه شکلیه؟!

خدایا آخه چرا؟چرا؟

بنده خداها سیاه سوختشون که کردی

بدبخت و فقیر که کردی

بدجنس هم که هستند

یعنی نه این دنیا نه اون دنیا؟؟خیلی دوست دارم خدا بهم بگه اینایی که اینجوری بدبخت به دنیا اومدند چه فرقی با بقیه داشتند؟!

ناراحتناراحتناراحت