شیطون رو باید از خود دور کرد!
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

وایساده بودم پایین منتظر فلفولی .آقایی روی سکویی نشسته و داشتن با موبایلشون حرف میزدند خیلی هم عصبانی بود.هندی صحبت میکرد منم که فضول همینجور داشتم دقت میکردم که شاید بفهمم موضوع دعوا سر چیه .یهو این باسنش رو یه وری کرد و زااااارررررررت من تعجبتعجب به این شکل موندمممممم.نمیدونستم چی کار کنم روم رو کردم اونور و سوتزنان مثلا" من کرم بمب به این گوش خراشی رو نشنیدم! آخه مردیکه بیشرم وحیاااا روت شد جلو من این عمل زشت رو انجام میدی خودتم یه وری میکنیی که راحت بیرون بیاادعصبانیاصلا"خندم نگرفت چون خیلییی بیشرمانه این کارو کرد.فلفولی اومد پایین جریان رو تعریف کردم یه نگاه به آقاه انداخت و گفت خب معلومه این کار رو میکنه اخه این سیکه (سیک همون مردهای هندی هستن که یه چیزیم مثل عمامه رو سرشونها و ریشو هستن اکثرا") .این سیکها بر این باورند که باد شکم همون شیطونه و هر وقت اون رو احساس کردی باید سریع از خودت دورش کنی!! و گذنه شیطون تو وجودت میمونه.

حالا اونایی که با فرهنگترند این کار رو جلو مردم انجام نمیدن ولی خب انگار این آقا خیلی مذهبی بودند و پایبند اعتقاداتشون.یکی دیگه از اعتقادات سیکها این هستش که مرداشون موی هیچ جاشون رو کوتاه نمیکنند یعنی این موی سرشون در کودکی با یه پارچه کوچولو میبندند همینطور که بزرگ میشن این مو دراز میشه و ریش هم بلند میشه بعد ریششون و موی سرشون رو با هم میپیچند تو عمامشون و عمامه هر سال گنده تر و گنده تر میشه.

دود هم تو دینشون حرامه شدییید سیگار و هیچ دودی نباید مصرف کنند ولی تا دلت بخواد مشروب حلاله.

بیاین حالا همگی با هم دستها بالا و خداوند را سپاسگذار باشیم که ما را از قوم سیک نیافرید و گرنه بی آبرو بودیم که هیچ.شوهرامون هم بو گندو بودند با کلی  پ ش م