خوش خواب
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ مهر ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

یکی از شاگردهای خالم یه بیماری داره به نام خواب آلودگی این بچه همش خوابه.باباش هم یکی از دوستامونه.باباش میگه عصر میخوابه خب معلومه دیگه ساعت ٣ بیدار میشه وقتی میره سر کلاس دیگه همش خوابه .علاوه بر خواب خیلی هم بامزست یه بار خالم میگه بچه ها امروز تک تک بیاین پانتومیم بازی کنین که صبح از خواب بیدار میشین چی کار میکنین.همه میان و اجرا میکنن تا نوبت این سالی خوش خواب میرسه.دست و صورتش رو میشوره مسواک میزنه یهو میشینه زور میزنه خالم میگه سالی داری چی کار میکنی؟؟؟؟!!!میگه خانم دستشویی میکنم خب ,هر روز صبح من این کار رو میکنم ...

دیکته که مینویسه انقده بزرگ مینویسه که بابا تو یک صفحه ,آب تو صفحه بعدی..

یه بار باباش میگفت مامانش زنگ زده سر کار که سالی نیومده خونه .باباش میره مدرسه هیچ کس نبوده بابای مدرسه میگه همه رفتند خونه .بابای سالی میگه حتما" جایی خوابه  میره میگرده میره تو کلاسشون میبینه روی میزه معلمشون تخت گرفته خوابیده.

همیشه انگشت شستش تو دهنشه و هنگام خواب داره میخوره.