سرانجام فلفل خسیس 2
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

بعد از اینکه کارم تموم شد من همچنان درد داشتم تا اینکه اومدم دبی و دیدم به به بالای همون دندون یه قلمبه ای مانند سنگ در آمده است و دست که میزاشتم هم درد میکرد منم که از دندانپزشک حسابی ترسیده بودم ۶ ماه این درد رو تحمل کردم واسه خودم قرص میخوردم ضد چرک خوردم خوب نشد که نشد.

اولین بار با یکی از دوستام رفتیم این دندانپزشکی,دوستم اماراتیه اما فارسی رو بلده یه ذره.میگفت این دکتر خونوادگیمونه و خیلی هم خوبه .یهو این آقای دکتر پرید که خدای من دارم فارسی میشنوم درسته؟ما هم گفتیم بله و من ایرانیم.دکتر شروع کرد به فارسی حرف زدن و کلی واسم ذوق کرد که ایرونی هستم .(نه که ماشالله اینجا کمه ایرونیچشمک)گفت کجای ایران هستی؟گفتم شیراز.وای اگه بدونین چی کار میکرد بعد به دوستم میگفت تو نمیدونی چقدر شهرشون زیباست من بهترین دوران زندگیم رو شیراز بودم و دانشگاه پهلوی شیراز درس خوندم.خلاصه که واسمون شعر حافظ خوند و کلی از وضعیت ایران حرف زدیم.بهش گفتم خب شما مال کجای ایران هستین؟ گفتش من ایرانی نیستم پدرم عراقیه و مادرم آمریکایی من واسه تحصیلاتم ایران خوندم.من به این شکل ماندم تعجب.فارسی رو خیلییی قشنگ صحبت میکرد ١ در صد هم فکر نمیکردم بگه ایرانی نیستم.قابل تو جه عزیزان خارج از کشور که ٢ روز میرن لهجشون عوض میشه از جمله خودم چشمک)فکر کنین ٣۵ یا ٣۶ سال قبل ایران درس خونده تازه اون موقع دانشگاه پهلوی کتاباش به زبون انگلیسی بوده ,بعد هم که برگشته خونوادش هم فارسی صحبت نمیکردند ولی این بنده خدا همچنان فارسی رو خوب بلده .دیگه من عاشق این آقای دکتره مهربون شده بودم دندونم رو نشون دادم وقتی میخواست بیحسی بزنه اولش کلی دلداریم داد خانم فلفل من الان میخوام بیحسی بزنم سعی خودم رو میکنم که اصلا"دردت نگیره,قبل از بیحسی با یه مادهای یه ذره بیحس کرد که درد آمپول رو نفهمم,بعد حدود ١ یا ٢ دقیقه طول کشید تا یواش یواش اون آمپول رو بزنه به هیچ عنوان درد نداشتم.تازه هی میگفت خانم فلفل دهنتون خیلی باز موند استراحت هی بهم استراحت میداد.خلاصه که کلی حال کردم البته به قیمت خون جدم ازم پول میگیرن فقط ویزیت که همینجوری ببینه که چته ٢٠٠ درهم یعنی تقریبا" ۵۶٠٠٠ تومن