تصادف
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

١ ساعت داشتم دنبال پارکینگ میگشتم سرم دیگه داشت میترکید یه بریدگی رو میخواستم برم پشیمون شدم راهم رو کج کردم یهو یکی تااااااپ زد به ماشین.حالا من انقدر میلرزیدم که نمیتونستم پام رو بزارم زمین و پیاده بشم با هزار بدبختی اومدم پایین آقاه گفت مگه منو ندیدی گفتم ببخشید و اینا.. حالا باید چی کار کنم من ؟؟ منم فقط رفتم ماشین آقاه رو نگاه کردم, یه ذره خراب شده بود.داشتم از ترس اینکه پلیس بیاد میمردم.یهو آقاه گفت حالا اشکال نداره برو منم بسیار خندان رفتم و زنگ زدم به فلفولی که تصادف کردم اونم کلیییی دلداریم داد که تصادف مال همست اشکال نداره عزیزم اصلا" خودت رو ناراحت نکن.حالا منتظره پلیسی؟منم خندان گفتم نه آقاه گفت اشکال نداره برو منم اومدم.یهو دااااد زد کی زد تو یا اون؟گفتم اون ولی تقصیر من بوده لابد, آخه مکث کردم اونم زده.گفت برو ماشینت رو نگاه کن.

منم رفتم و دیدم به به ماشینم رفته تو این گوشش یه ذره.اونم داااد که حالا هیچ جا ماشینت رو درست نمیکن.

قانون اینجا اینجوریه که کوچکترین تصادف یا حتی اگه خودت بزنی به دیوار حتما" باید پلیس بیاد و بهت برگه بده تا بتونی ماشینت رو درست کنی.

ولی من خنگ نمیدونستم خوشحال هم بودم تازه...و حالا فلفل با یک عدد ماشین گود افتاده در میان ماشینهای زیبای اینجا داره میگرده