کودکی من
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

بچه بودم:

خونه هر کی میرفتم اول قاشقشون رو بو میکردم اگه بو میداد غذا نمیخوردم.

آخر گریه ام قوقولی قوقو میکردم دلیلش رو هنوز نمیدونم ولی حتی اگه جایی مهمون بودیم این عمل رو انجام میدادم و مانند یک خروس قوقولی قوقو میکردم.

نمیدونم چرا بعضی وقتها وقتی بهم میگفتن تو کی هستی (مثلا" پشت در)میگفتم: منم گوسفند در رو روم باز کنین لطفا"...

یه پنجره تو اتاقم بود فکر میکردم سوپرمن  اون پایین زندگی میکنه همیشه کنار پنجره منتظرش بودم ولی هیچ وقت نیومد..

همیشه در آرزوی این بودم که بزرگ شدم زن کاکرو بشم (فوتبالیستها) چه میدونستم نقاشیه ولی خیلی جذاب بوداا ..

یکی از تفریحاتم این بوده که میرفتم دستم رو چلق چلق میزدم تو توالت فرنگی و یه بار که مامانم مچم رو میگیره میزنه زیر گریه و میگه من این بچه رو نمیخوام و هیچ وقت نمیتونم دستش رو بشورم و منو گذاشت دم در (تازه دستشوییش که تمیز بوده آب بوده فقط) ولی با وساطت عموم من رو آوردند تو. دستم رو نیم ساعت در شامپو و دتول گذاشتند. 

نمیدونم از کجا شنیدم که میگفتند این فیلمه س ک س ی هستش فلفلی نبینهااا منم کنجکاو که خدایا این چه فیلمیه ..یه روز که مهمون داشتیم به مامانم گفتم مامان من میخوام فیلم س ک س ی ببینم مامان آبرو رفته من چشاش داشت از حدقه میومد بیرون و دعوام کرد که این چه حرفیه این چیزا رو از کجا یاد گرفتی؟؟منم گریه که باید ببینم من باید ببییینم مامانم دادو بیداد تا اینکه عمم گفت باشه واسش میزاریم ولی عمه حالت بد میشها گفتم نه میبینم.. یه فیلم واسم گذاشتن که توش موش میخوردند و حالم داشت بد میشد ولی محکم تحمل میکردم تا نگن این جنبه فیلم س ک س ی رو نداشت  ..و اینجوری بود که خوب سرمو شیره مالوندند.

عاشق بازی فقیر فقیری بودم و همش مثلا" کنار خیابون هستم با بچهام و خیلی بدبختیم ..خیلی بازی قشنگی بود..

همیشه فکر میکردم دنی خوشتیپترین دختر دنیاست آخه اینا تهرون بودن هیشه دنی لباساش قشنگ بود .ما اون موقع شلوار جینامون رنگی بود مثلا" سبز فسفری دمپا گشاد ولی دنی در اون زمان شلوار جین آبی میپوشید.

آخی یادش به خیر اولین بار که بهم متلک گفتن با دنی بودم بهمون گفتند موش بخوردتون از خوشحالی ذوق مرگ شدیم جفتی