فرشته کوچولوی ما داره میاد
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ اسفند ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

سلاااااااام به همه دوستان همراه و مهربون

سنی هستم اومدم بهتون بگم که....

 بالاخره امروووز رسید....نمی دونم چه ساعتی، نمی دونم صبح یا شب، ولی امروووز بالاخره فرشته آسمونی فلفل عزیزم به زمین میاد.فلفل خوب و با روحیه و کاملا مسلطه فلفولی هم همینطور...همه تو بیمارستان هستند و منتظرن فسقلی ما بالاخره بسلامتی بیاد تو بغلمون....

میدونمممم براش دعا می کنید تا زایمان راحتی داشته باشه...

الان تازه آمپول فشار بهش زدن و خلاصه اینکه ازم خواست بهتون بگم تو این لحظه ها فراموشش نکنید و براش دعا کنید

باز هم میام و در جریان میزارمتون

ساعت 3:30 بعد از ظهر

حدود یک ساعت و نیم پیش موفق شدم باهاش صحبت کنم...روحیه اش عاالی بود و کلی گفتیم و خندیدیم...کیسه آبش هم پاره شده ولی دردهای اصلی هنوز شروع نشده... بهش پیشنهاد دادم کتاب صوتی گوش کنه که حواسش پرت بشه...تو این لحظه هایی که آدم بین زمین و آسمونه و نمی دونی چه کاری از دستت بر میاد برای دوستت انجام بدی تنها چیزی که میشه انجام داد دعا کردنه.....خدایا هوای دوست مهربونم رو داشته بااااش

 ساعت 1:30 نیمه شب

و بالاخرههههه اومدی سفید برفی من...بعد از 12 ساعت انتظار فلفل مهربونم نی نی رو حدود ساعت 11 شب بدنیا آورد...حدود یکساعت پیش از بیمارستان برگشتم خونه و دیگه خیالم راحت شد که هم فلفل خوبه هم جوجه اش...فسقلی رو که دیدم دلم ضعف رقت اینقدر که نمک بود ماشالله...فلفولی هم قبل زایمان فلفل پارتی بازی کرد و از پرستار اجازه گرفت برم پیشش و ببینمش...وقتی دیدم  فلفل اینقدررر باروحیه و خندان و سر حاله یه نفس راااحت کشیدم و دیگه بعدش هممون مشغول ذکر و دعا و انرژی فرستادن بودیم.انشالله خود فلفل میادش و جزئیات زایمانش رو تعریف می کنه براتون....

ممنونم از همه دعاهای خالصانتون و از پیگیری هاتون....