سفر به ولایت
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

بعد از تهران رفتیم ولایت که خیلی خیلی خوش گذشت و هر روز و هر شب مهمونی بودیم جاتون خالی از اتفاقهای جالبی که میتونم بگم یکی این بود که یه روز دنی ما رو یه خونشون به صرف کافی شاپ دعوت کرد.البته یه بارم واسه ناهار رفته بودیم قبلش نیشخند

این مارکوی ما خیلی آبمیوه دوست داره و بسیار در این امر ماهر می باشند!

از قبل دنی به هممون دونه دونه زنگ زده بود که واسه کافی شاپ چی میل دارین !وقتی هم اونجا رفتیم منو رو زده بودن به دیوار تا ما ببینیم .عکسا رو بعدا"‌براتون میزارم ولی

منوش اینا بود:شیر موز-میلک شیک شکلاتی-آب انار شیرین و ترش-آب میوه ویتامینه -آب پرتقال- آب سیب -نسکافه-چای-کیک شکلاتی

خیلی خیلی خوش مزه بود به خصوص که همش خونگی و طبیعی بود!

از کارهای دیگه که انجام دادیم واسه سالگرد ازدواجمون ما یه جشنی راه انداختیم که تقریبا" مثل جواد پارتی بود .ولی گفتیم به زشت ترین آرم جایزه میدیم و بی ریخت ترین لباس. بهشون تیتاب و از این نوشابه شیشه ای قدیمیا با پفک نمکی دادیم.

انقدر این نوشابه چسبییید کلی گشتم تا پیداش کردیم! از یه بقالی آخر شهر یه پیرمرده میفروخت ! بعدشم بطری ها رو زودی بیارینا وااای انقدر حس نوستالژی داشت واسم .اصلا"‌طعمش یه طعم دیگست به خدا!

یادمه بچه که بودم وقتی میرفتم ولایت (دبستانی بودم) خانم بزرگ منو مهمون میکرد تو بقالی ! میرفیم بقالی رو صندوقای نوشابه منشستیم یکی اینور یکی اونور یکی هم وسط بعد با هم تیتاب با نوشابه زرد میخوردیم!

اون موقعها که مثل الان نبود خواهر که پر از کافی شاپ باشه این کافی شاپ ما بود دیگه هی هی کودکی کجایی که یادت به خیرخیال باطل

خلاصه که حالا دیدین می خوایم بریم عروسی میگیم وای هر کاری میکنم خوشکل نمیشم! حالا این بر عکس بود هر کاری میکردیم زشت نمیشدیم ! البته من خیلی سریع زشت شدم ! ولی خواهر وسطی فلفولی هر کاااری میکرد بنده خدا زشت نمیشد! موهاشو هر مدلی میکرد خیلی بهش میومد!

خودم لباس عروس خالم رو پوشیدم ( آخه سالگرد ازدواجم بود دیگه) لباس 20 سال پیش )‌از اینا که پفی بودن نگین نگینی آستینای پفی لباس خودش خیلی بد نبود ولی من اومدم کوتاش کردم بعد زیرش شلوار لی تنگ پوشیدم!موهامو فرق وسط کردم سفت چسپوندم به سرم بعدشم گیس کردم! ابروهامم کشیدم سیاه لبام هم که خودش گندست گنده ترم کردم با سایه سبز وآبی خودمم سفییید.

فلفولی شلوار پیجامه با پیرهن و کراوات و کت باباش مال 100 سال قبل از میلاد مسیح ! که وسش خیلی تنگ بود به زووور دکمشو بسته بود بعد موهاشم که کچل بود کله سرش هم زخم و یه سیبیل تخمکی مثل چارلی چاپلین هم گذاشته بود دیگه دلبری بود واسه خودش!

پسرک که رفته بود بازار قدیم واسه خودش شلوار خریده بود شلواره 13000 بوده که 3500 برداشته! وااای خیلییی زشت بود شلوارش شلوار لی از اون گشادا که یه جوریه پشتش صاف بود ! بعد موهاشم چپ پانکی بود خط چشم هم زده بود سبز حال آدم به هم میخورد!

خانم بزرگ که خیلی با کلاس بود رفته بود کلی خرید کرده بود! ولی جواد تهرون بود ما هممون جواد دهاتای اطراف ولایت خودمون بودیم نیشخند

دنی هم که یه پیجامه بود بلوز تو خونه ای بود نمیدونم چی بود پوشیده بود زیر لباس شب! با طلااای گنده! که چون مدلش اینجوری نیست که مثل ما خل باشه و جلف باشه خیلی خنده دار بود!

زن پسر داییم که بیچاره همیشه هم جدیه ! برداشته بودن موهاشو خرگوشی مثل بچه ها کرده بودند با یه لباس خیلی خیلی زشت نمیدونم از کجا پیدا کرده بود!

ولی از همه زشت تر خواهر کوچیکه فلفولی شده بود که جایزه رو اون گرفت خنده عزیزم یه لباس قرمز با آستینهای پفی و گل  و پایون و هر چی که فکر کنی توش بود این لباس خالش بود که 23 سال پیش عروسی کرده بود بعد واسه روز بعد عروسیش میخواست!

خودش سفیده بعد خودشو سیاه کرده بود نه برنزا یه رنگه سوخته زشت ! موهاشو پوش داده بود یه ور کرده بود بعد چشاش سفید یعنی نه ریمل نه هیچی رژ لب بنفش! خودشم به مظلومیت زده بود  یه جوری بود آدم دلش به حالش میسوخت!

ارکستمون هم همش آهنگای خز میزد دیگه خیلی خوش گذشت جاتون خالی خیلی خیلی خندیدیم .

بچه های  تهرونی میشه به من بگین بهترین آرایشگاه و بهترین آموزشگاه آرایشگری در تهران اسمش چیه خیلی خوب باشه ؟