رمضون کوچولو
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

خب این روزا یه قدم نو رسیده داشتیم ما اسمشم گذاشتیم رمضون چون اول ماه مبارک ایشون به دنیا اومدند .اینم عکسش

ماشالله مامانش خیلی فعاله من نمیدونم این گربه ها مگه چند وقت یک بار حامله میشند!

این در عرض 9 ماه 3 بار حامله شده! آی همه گربه ها اینجوریند یا گربه ما اقدر ح.شر..یه!

حالا بی حیا همین که زایید باز داره به این کار خبیث ادامه میده و شبها از صدای ایشون و شوهرشون خواب نداریم! فکر کنم غذاشون ویتامین زیاد داره!

چه احساسی دارین اگه بعد تقریبا"‌1 سال آلبوم عروسی که نه فقط شب حنابندونت به دستت برسه .

خندون خندون روش رو نگاه کنی بعد ببینی نوشته پریسا و علیرضا!!!

حالا ما فلفل و فلفولی هستیم!

خب فردا روز بچم فکر میکنه اینا عکسای یکی دیگه بوده دزدیده بودیم ما!

لاک هم نمیشه گرفت بد جور میشه.ما هم که زود تسلیم میشیم فلفولی دیگه منو پریسا صدا میکنه تو خونه!

گفته بودین در مورد خانم کوچیک هم توضیح بدم.خیلیاتون عکسش رو دیدین دیگه .هر چی این خانم بزرگ سیاه شد و خودش رو روز به روز شکلاتی تر کرد خانم کوچیک بلوره .روز به روز هم بلورتر میشه.

هر چی کمتر بره حموم سفیدتر میشه لامصب!

مرسی هم زیاد میگه که تو خاندان مرسی گفتناش معروفه.از وقتی هم اومده کلی داره بهمون خوش میگذره ولی خب بنده خدا رو هیچ جا نمیتونیم ببریمش ماه رمضونی!

آهان عاشق خوردنه اینو به من رفته البته اصلا"‌تپل نیستا فقط غذا رو دوست داره زیاد نمیخوره!