ماساژی پسرک !
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ امرداد ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

ماه رمضونتون مبارک .نماز روزه هاتون قبوووول دعا واسه من یادتون نره ماچ

اگه بدونین اینجا چه ذووووقی ملت میکنن که ماه رمضون شده! کلی تدارکات فقط واسه این ماه.لباسهای نو میدوزن واسه این ماه ! مسجدا که دیگه اوووو شلووووغ غلغله !هر مسجد یکی به عهده میگیره که شام میدن و افطاری! یعنی مثلا" با یک رستوران قرار داد میبندند یا با آشپزخونه میکن کل ماه رمضون رو واسه این مسجد غذا درست کن.

و این میشه ک هما غذاهای مونده تو یخچالمون رو نمیدونیم به کی بدیم .فلفولی میکه هر کی فقیر هم باشه میره مسجد مگه دیوانست بیاد غذای یخ زده و مونده بخوره ناراحت هی هی خلاصه داره اسراف میشه اساسی!

خبر دیگه خاااانم کووووووووچیک اومده و کلی کلی خوشحالم و بهمون خوش میگذره هم خانم بزرگ هستش و هم خانم کوچیک!

خب حالا بریم باز بگم از پسرک و کارش .پسرک مدیریت یک ماساژی رو داره همونطور که قبلا"‌گفتم ! خب کارهای مانیکور پدیکور هم در کنارش انجام میدن .

خانم بزرگ هر روز میره اونجا و کلی مانیکور و اینا یاد گرفته و واسه پیشرفت زبانشم میره.

چند روز پیش یه مرد از این ملا ها که ریییش دارند بلند و لباس عربی هم پوشیده بوده میاد اونجا .میگه ماساژ میخوام خانم بزرگ می گفت چشام در اومده خب تو رو چه به ماساژ یعنی دخترک نا محرم دست به تن لختت بزنه اشکال نداره!

ملا را در اتاقکی میفرستند و چند ثانیه بعد دختری رو میفرستند واسه ماساژ!

بعد از دقایقی میبینند دختره ناراحت اومده بیرون!

(چی فکر میکنین الان هااان نه خیر بی ادبا اصلا" هم اونجوری نیست !)

دختره میاد میگه ملا گفته می خوام زیر بغلام رو مومک کنم! دختره هم روش نشده بگه بلد نیستم برداشته موم برده تو اتاق بعد سراسیمه اومده بیرون گفته من بلد نیستم هر کاری میکنم کنده نمیشه!

همه همدیگه رو نگاه میکنن و یهو یادشون میاد که خانم بزرگ یه بار گفته من بلدم اپیلاسیون کنم! و ما بس که مو داریم هممون بلدیم این کار رو انجام بدیم .همه نگا ه ها ناگهان میره به سمت خانم بزرگ ! خانم بزرگ میگه هااان! چیه نکنه فکر کردیم من میرم زیر بغلشو مووووم میندازه اگه زنم بود نمیرفتم! حالا برم زیر بغل مرتیک هرو موم بندازم!

در همین لحظه همه دست به دامان خانم بزرگ میشند که فقط تو میتونی آآآبرومون جلو مشتری میره موم الان زیر بغلش چسپیده!

میگه خب باشه فقط راهنمایی این دختره میکنم و من به ملا دست نمیزنم!

وقتی میرند توی اتاق با یک عدد زیر بغل 1ر از پ.شم  مواجه میشه که یک تپاله موم سرد روشه!

بعله دختره نمیدونسته که اصلا"‌باید موم رو گرم کنی!! همینجوری میخواسه استفاده کنه .خب اول کاری که میکنند موم رو گرم میکنند!

بعد خانم بزرگ دور دورا وایمیسه چشماش با دقت روی زیر بغل ملا زوم میکنه میگه قسمت بالا موها به سمت شمال بکش .قسمت وسط به سمت غرب آهان آهان این قسمتش به سمت شرق باید بکشی!

حالا من موندم واسه اول ماه مبارک چه لزومی داشت آقای ملا زیر بغلت رو مومک میکردن خب یه تیغ میزدی یک ملتو و خودتو راحت میکردی!