فلفل سکته زده
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ تیر ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

چه حالی بهتون دست میده اگه مهمون واستون اومده باشه و شب هم بخوابه خونت .بعد صبح که مهمونت بیدار شده بگه شما تو خونتون روح دارین!

منم هی میخندم میگم برو بابا روح کجا بوده قسم میخوره میگه دیشب کولرم خاموش شد بعد یهو دیدم پتوم نیشت دیدم پتوم صاف صاف رو زمین پهن شده! گفتم بابا شاید افتاده گفت چه جوری افتاده وسط اتاااق!! کولرم چرا خاموش بود!

وااای داشتم سکته میکردم میمردمااا دیدم یهو پسرک هم گفت آره اره ! تو اتق من هم هر بار جای قرآن عوض میشه ! ولی روحش روح بی آزاره!

یهو رعنا که اونم خونمون بود با اون لهجش میگه ااووو باید ملا آورد خونتونو از روح پاک کنه!!!!

پسرک میگه نه این روح خوبیه لازم نیست !

و من هم در اون میان به این شکل بودم تعجباسترساسترس

حالا حالا چه حالی بهت دست میده اگه یهو یادت بیاد اون اتاق مهمونت قبلا"‌اتاق یک بچه ای بوده که از وقتی به دنیا اومده مریض بوده و 13 سالگی میمیره اونم کجا تو همون اتاق!

ولی یهو وقتی یادم اومد ممکنه روح محمد کوچولو باشه با اون قیافه مظلومش دلم آروم گرفت! نمیدونم چرا سریع رفتم بالا خواستم چراغ روشن کنم دیدم روشن نمیشه وااای باز ترسیدم پسرک رو صدا زدم دیدیم کنتور پریده البته قبلا" هم این جوری شده بود پس دیشب که کولر خاموش شده دلیلش این بوده!

ضبط رو میارم یه سی دی قرآن میزارم پسرک میگه میترسی میگم نه اگه محمد کوچولو باشه چه ترسی دارم اون کاملا"‌پاک بوده بعد قسم میخوره میگه به خدا من دروغ گفتم و فکر میکنه پسره هم توهم بهش زده و پیاز داغش رو داره زیاد میکنه!

میگه آخه دیشب مشروب خورده بوده اصلا"‌حواسش سر جاش نبوده! بعدشم که کولر خاموش میشه و این حتما"‌خودش پتوشو شوت میکنه .

ولی باز هم دیشب وقتی تو بغل فلفولی بودم احساس میکردم نکنه الان یکی داره نگامون میکنه! خلاصه که سکته رو زدم من .

فلفل خانم به دلداریهای شما نیازمند است!