این روزها
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ تیر ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

این روزها خانم بزرگ درتکاپوی خرید هستندطبق معمول ولی این بار متفاوت تر!

خانم بزرگ داره جنس می خره تا اونجا ببره بفروشه.یه مغازه هم باز کرده تو وات س آپ  نیشخند بععله دنیا پیشرفت کرد یه گروپ درست کرده همه دخترهای فامیلمون توشن عکس از جنساش میگیره کلیشو همون موقع میخرند.یا مثلا"‌سفارش میدن یه مانتو میخوایم تو این رنج قیمت یا کفش یا شال.بعضیا هم که واسش پول فرستادند تا خرید کامل کنند واسش.خلاصه که این روزها مشغوله!

چند روز پیشرفتیم دیره تا خرید عمده کنیم که خیلی به نفع تره وااای اونجا که دیگه مثل مرکز خریدا نیست که کولر باشه داشتیم میمردیم از گرما انگار تو سونای تر بودیم با دمااای بسیار زیاد یعنی همینجور آب شر شر میریخت تو دهنم تو لباسم خیس خیس بودیم منو خانم بزرگ قیافه هامون مثل اونایی بود که از دلقوزکستان جنوب اومدن!

خودمون داشتیم از بوی خودمون خفه میشدیم نیشخند

دیگه دیگه آهان خانم بزرگ کلی کاشت ناخن و لاک زدن و فرنچ و از این جینگولک کاریها هم یاد گرفته هر روز میره آموزش میبینه.

چند روز پیش هم ما یه مهمونی دعوت بودیم  از طرف چینیها فکر کن 30 نفری بودن 30 تا چینی و من و فلفولی خانم بزرگ و پسرم.

وااای که دیگه حااالم داشت بهم میخورد! فکر کن 30 نفر با هم دهنشون صدا بده !!! شلپ شلپ! بعد هم همینجور که غذا تو دهنشون بود حرف میزدن دهنشون کاااامل باااز!

بعد هم یک میگو سفارش داده بودند با کلشو چشاش و شاخاشو همه چیش میخوردن بعد آغالاشو تف میکردن تو بشقاب !

فلفولی و پسرک که عین خیالشون نبود منو خانم بزرگ دوست داشتیم کله خودمونو این دو تا رو میکندیم بعد وحشتناااک میخوردنااا آآآی میخوردن!

یهو دیدیم گارسون چند تا سیر درسته دستشه اورد گذاشت جلوشون ما هم مات و مبهوت نگاشون میکردیم گفتند ما بعد غذامون نفری 3 حبه سیر میخوریم سبز

فکر کن که دیگه چه بویی میدن اینااااا!!!

بعد شام هم جالب بود واسم عین این سریالای کره ای یه شو میزاشت فقط با آهنگ بعد خودشون نوبتی باهاشون میخوندن دو نفرشون هم خیلی خوب میخوند فلفولی هم من نمیدونم چه ربطی داشت باهاش بندری میرقصید!این پسرای فامیل ما کلا" با هر آهنگی بندری میرقصند بیچاره ها مدل دیگه ای بلد نیستند!