موسسه خانوادگی
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

قرار شده همه دخترهای فامیل ماهانه هر کی هر چی در توانش هست پول بزاره واسه آدمهای نیازمند.

اولین کسی که میخوایم کمکش کنیم یه آقا پسر مهربونیه که با وجود داشتن ام اس شدید ولی درسش رو خونده و دانشگاشم تموم کرده برادراش تو یه حادثه رانندگی مردند و الان فقط خودش باید خرج دوا و درمونشو در بیاره.پولش کم اومده و میخواشته کلیشو بفروشه تا بتونه خرج داروهاشو بده .ماهانه 300000 تومن خرج داروهاشه که تو یه مغازه کار میکنه تا خرجشو در بیاره!

از اینجور آدما چند تا هستند دور و بر خودمون؟ تو محلمون و تو شهرمون؟!خیلی خیلی

وقتی 19 سالم بود یه سرپرستی یه دختر از کمیته امداد گرفتم که فقط میخواست ماهی 10000 تومن واسش بریزی تو حسابش.

دختره 14 سالش بود مال یکی از روستاهای شیراز که تا حالا اسمشم نشنیده بودم پدرش فوت کرده بود مادرش ازدواج کرده بود خرج دو برادر و دو خواهرش با این بود!

اگه بدونین واسه همین 10000 چقدر نامه مینوشت چقدر تشکر میکرد که به خدا شرمنده میشدم میگفتم ببخشید کمه میگفت من با این 10000 خیلی کارا میتونم بکنم!

به هر حال پولی که واسه ما هیچی نیست ب درد خیلیا میخوره پس تنبلی نکنیم هر موسسه ای که نزدیکتون هست خانه سالمندان پرورشگاه یا بچه هایی که میدونین نیازمندند تو رو خدا کمک کنید حتی اگه واسه اونا هم نه واسه دل خودتون که یک آرامشی داری و احساس میکنی کلی بار از رو دوشت برداشتن و سبک سبک میشی!

خیلی لذت داره لبخند هر کدوم از اینا رو به دست بیاری.

از این کارا تو فامیل زیاد میکنیم مثلا" یه بار کلی برنج و مرغ و رو غن  و کنسرو و تن و اینا خریدیم ریختیم تو ماشن با چند تا از پسرا رفتیم محله های فقیر نشین تر .بعد تصمیم گرفتیم بدیم به رفتگرا که تو اون آفتاب ظهر داشتن زحمت میکشیدن نمیدونم چی فکر میکردن که یهو وسط جارو کردن و عرق ریختنشون کلی مرغ و برنج و مواد غذایی گیرشون بیاد.

بعد رفتیم ماشین رو آستونه پارک کردیم به دو نفر که دادیم واااای اگه بدونین چه جمعیتی دور ماشینمون بودن به خدا اشک آدم در میومد!! تا جایی که میتونین حتی همراه با دوستان یا بچه های فامیل که لذتش هم بیشتر باشه کمک کنیم خیلی خوبه ماچ