دخترک ژاپنی
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

یک دوست جدید ژاپنی پیدا کردیم و از همینجا بود که این سوال واسم پیش اومد که اگه جای این دختر بودم من چی کار میکردم!

این دختر دیزاینر کفش هستش یک سال از من بزرگتره تا حالا خیلی از کشورها رفته و از 19 سالگی داره واسه خودش میگرده و بیزنس میکنه .حالا میگم کفش فکر نکنی یه صندل معمولی درست میکنه صندلاش و کفشاش خیلی خیلی گرونند و یه آدم معمولی از جکله من در توانش نیست که بخره!

پس نتیجه میگیریم وضع مالی بدی نداره.و به علت ملیتش خیلی از جاهای دنیا رو بدون ویزا میره از جمله ام.ارات که اومده بدون ویزا اومده فقط اگه بخواد زندگی کنه باید ویز..ای اقا .مت داشته باشه.

خب این خانم با توجه به اینکه اومده و اینجا رو دیده و متوجه شده اینجا خیلیا هستند که مشتاق خریدن کفشهای الکی گرونند و تصمیم گرفته اینجا رو هم امتحان کنه.

اگه بخوای اینجا یه کاری رو خودت شروع کنی اولین چیز باید یه رسپانسر ام.اراتی داشته باشی .و در ازاش بهش پول میدی.

حالا این آقا که میگم رسپانسر این خانمه .

روز اول که میرند و این دختر ژاپنی رو بهش معرفی کنند بعد سلام و احوالپرسی و اینا سریع یه آیفون 4 اس بهش داده .دختره تعریف میکرد میگفت مات و مبهوت شدم که خدایا این چرا به من هدیه داده!

خلاصه که بعد از اینکه کلی بهش هدیه و اینا میده متوجه میشه که بعععله بهش نظر داره!

دختره همش میگفت نههه من اصلا" اینو نمیتونم تحمل کنم ما خیلی پایبند هستیم و این یعنی داره منو به چشم یک ج..ده نگاه میکنه که بعد از دو روز مثل یه تیکه آشغال بندازتم بیرون!

بابام منو میکشه و از خونوادم طرد میشم!

حالا اون روز اومده میگه وااای  یین مثل یک علا الدین هستش واسم! هر چی میگم سه سوته رانندش میاره دم در خونم!

بهش گفته من دوست دارم برم وایلد وا.دی  آقاه گفته باشه عزیزم واسه چند نفر میخوای و اسماشون هم بگو اینم بنده خدا ایم ما رو داده و فلفولی و دوستش و یکی دیگه از دخترهای فامیلمون وااااای آقاه عصبانی و ناراحت که من حسودم دوست ندارم تو با هیچ پسری بیرون بری عززیم تو مال منی من عاشقتم و از این حرفا که باورم نمیشد یک مر-د 64 ساله بگه!

و حالا دیگه باهاش دوست شده یه 2 یا 3 ماهی هی میگفت نه نه ولی الان باهاشه ! خب واسه بعضی کسا مهم نیست حالا این اولش خیلی مقاومت کرد ولی بالاخره رام شد!

ولی تو همون ماساژی که اون روز در موردش گفتم یه خانم رسپشن هستش چینی که این آقا  خودش رو کشت 2 ساال باهاش دوست نداشت گفت حتی اگه منو از دبی بندازی بیرون باز هم دوست نمیشم چون عاشق یکی دیگه هستم!

چرا دروغ بعد از اینکه باهاش دوست شده خیلی از ارزش دختره واسم کم شده !

ولی بعد عذاب وجدان گرفتم احساس کردم من جای اون نیستم نمیدونم اگه تو  موقعیتش بودم چی میشد !

من واسم پول اصلا" مهم نیست دوست دارم پول رو خیلی ولی حرص ندارم که همش دنبالش باشم .ولی ممکن بود اگه یه نفر انقدر بهم ابراز علاقه کنه و واسم انقدر خرید کنه و احساس کنم همش به فکر منه باهاش باشم!

و باز فکر میکنم این مرد فقط من رو برای یک چیز میخواد! و اون همخوابگیه !میتونم این رو تحمل کنم که و  تنم رو در اختیار مردی بزارم که  دوستش ندارم مردی که فقط مال من نبوده و نخواهد بود ! نمیتونم !

همه ارزشها رو بزارم زیر پام و بدون عشق با کسی باشم ! حتی اگر عاشقش باشم میدونم وسه چند روزه و به قول خیلی از شماها لطمه میبینم .

واسه من ارزشی نداره باز هم میگم من در موقعیت این دختر نیستم و هیچ کدممون نیستم شاید خیلی از شماها که گفتیم به شوخی یا جدی که باهاش دوست میشیم ولی تو موقعیتش که قرار بگیرین بگین نه و نتونین ! و حتی خیلیها که گفتین نهه نه نه ! از کجا میدونی شاید باهاش بمونی!

این عادت ماست زود قضاوت میکنیم.خیلی وقتا خیلی کارها رو میکنیم با اینکه میدونیم اشتباست! فکر کن ببین چند تا از این کارها کردی با اینکه هزاران هزار نصیحت شنیدی و حتی از قبلش هم میدونستی که کسی که این کار رو میکنه اشتباست ولی تو موقعیتش که قرار میگیریم کور میشیم به خدا کور میشیم و همه چیز از یادمون میره!

راهی که اشتباست رو هر زمانی که بفهمی میتونی برگردی شاید دیر باشه ولی میتونی کمترش کنی!

پس جواب من اینه اگر تو موقعیت این دختر بودم نمیدونم چی کار میکردم! و اون رو هرزه نمیدونم ! همه این ها رو میدونم حتی میگم ارزشش پیش من هم کم شد ولی سعی میکنم قضاوت نکنم هر کس دلایل خودش رو واسه انتخابش داره!