ما کلاه بردارها!
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

آقا جون من به این نتیجه رسیدم که هممون یه ذره کلاه برداری تو خونمونه بااااور کن نیشخند یعنی تو خونمون از وقتی اومدیم تو اجتماع حتی تو مدرسه این دروغ گفتن رو بهمون یاد دادن ! اولش از کجا شروع شده از همون تعارفات بی جا! طرف تو چشممون عین میمون نشسته میمونه بعد میبینیش میگی وااااای اختر خانم چه خوشگل شدی شما!

یا هیکلش عین بشکه میمونه بهش میگیم کفتر خانم چه لاغر شدی مجبوریم مگه خدایا !

حالا اینا رو گفتم که به این نتیجه برسیم از همینا شروع شده !

مگه این دنی خانم نبود رفت واسه گ.زینش بهش گفتن آرایش میکنی دنی ما هم راستگو اصلا" آرایشش به خدا انقده کمه که معلوم نمیشه گفته بعضی وقتا تو عروسیا یه ذره آرایش میکنم !

اینا هم ردش کردن خب همه فحش عالمو دادن بهش که احمق خل بودی راست گفتی بلد نیستی دروغ بگی!!

خب این شد که دفعه بعدی که رفت همش دروغ گفت خوبه حالا اینجوری!!

حالا اینا از کجا به ذهنم رسید از اون روز که با مهمونامون رفتیم دریم لند,چون توی ماه گذشته روز مادر بود 1 ماه رو اسمش رو گذاشته بود ماه مادر و واسه همه مادرها مجانی بود.خب ما هم خوشحال خوشحال رفتیم من هم یه بچه کوچولوی یکی از فامیلا رو برداشتم گفتم من هم مادرم که به منم مجانی بدن دیگه شما بودی این کار رو نمیکردی میکردی دیگه!

جلو ما تو صف یک خانواده چینی بودن دو تا زن دو تا مرد 3 تا بچه انگلیسی هم درست حسابی بلد نبودن دیدم دارن بلیط میگیرن نمیگن هم ما مادریم خب بهشون مجانی نمیدادن گفتم ببین واسه روز مادر واسه مادرها مجانیه میتونی کمتر پول بدی میگن نه نه نیست اینجوری میگم هست بپرس آقاه هم گفت آره هست بعد اینا گفتن یکیمون مادریم من یهو داد زدم که نه نه اینا هر دوشون مادرند یه چشمکی هم زدم بهشون یهو اونا داااد نه نه تو اشتباه میکنی من مادر نیستم من خواهر اینم یهو همه خانواده با هم نه نه این مادر نیست این خواهره!

ما هم آآآآی عذاب وجدان گرفتیم آی عذاب وجدان گرفتیم حالا خانواده ایرانی کناریمون

روی باجه زده بودن بچه ها یی که زیر 1.2 متر هست قدشون بلیط نصف قیمته میدیدیم ننه و باباه هی میگن مامان قدتو یه ذره کوتاهتر کن یعنی توی طول صف این بچه رو آموزش میدادن چه جوری قدشو کوتاه کنه!

پسر خاله 17 ساله شیطون ما هم از ایران اومده و از همون لحظه اول هی میگه من میخوام برم بار من میخوام برم بار خب هیچ جا که راش نمیدن هر جا رفتن گفتن زی 21 سال ممنوع! خب هی فکر کردن چی کار کنیم چی کار نکنیم توی کپی ویزاش دست بردن و بچه فنچول رو زدن 22 سال و حالا هر شب میره بار! هی هم دربونه میگه اصلا" به قیافت نمیاد 22 ساله باشی اینا هم میگن آخه این بی بی فیسه خب!

وقتی هم میگن زیر 21 ممنوع حتما"‌یه چیزی میدونن شب اول که رفتن یه دختر سیاه پوستی اومده کارش خوش اینجا بوده لباش جهار راه بعدی اینم کنجکاو لب زنه رو دست زده وکشیده ببینه تا کجاها میره!

فرداشم دیده یه دختره اومده کنارش بازم کنجکاو دست زده به نافش نمیدونم گوشواره آویزون بوده چی بوده! خلاصه که فکر کنم تا روز آخر یه کاری بده دستمون

خداییش به نظر شما این دروغ گفتن و این کارا تو خون ما نیست؟!

کسی هست بین شماها تا حالا از این کارا نکرده باشه و دروغی نگفته باشه ؟!