دیدار با یک دوست
ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ دی ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

بعد از چندین و جند ماه تماسهای تلفنی و دوستی بالاخره موفق به دیدن سنی  عزیزم شدم ماچ.می گماااا یعنی شماها واقعا" همتووون انقده گلین؟!!! چه خوبه این دنیای مجاااازیاااا. این سنی جیگر مااا مهربووووون دوست داشتنییییییییی و 100 ساعت هم اگه باهاش باشی از حرفاش و هم صحبتی باهاااش و توصیه هاش خسته نمیشی.

هر چند که اولین قرار مصادف بود به یک فلفل میمون نماااا چون قرار ما تو آرایشگاه بود و من که دیگه ابروهام رو میشد گیس کرد واسه سنی 4 روزی بیشتر صبر کردم تا با هم بریم آرایشگاه نیشخند و منو میمون وار دید.

دیشب فکر کنم از چراغ قرمز رد شدم .به خدااا چراغ زرد بود لاااامصب همین که ما خواستیم رد بشیم یهو شد قرمز!قرمز شدن هماناااا و کل جمیرااااا روشن شدن هم همااانا یعنی چنااان چراغی زد و از پشت  و جلو و همه جااا عکس گرفتن که احساس آنجلینا جولی بودن بهم دست داد! آنجلینای دپرس! هی میگفتم ایییییی تف به تو فلفل این 1000 درهمو میزاشتی رو لباست یه لباس خوشگلتر می خریدی واسه خودت گریه 

حالا 1000 درهمش هیچی اون 15 روز که ماشینمو میخوابونن چه خاکی به سر کنم !

هی هی سنی وقتی میگم این جمیرا نحسه تو بگو نیست!چشمک

اشکال نداره اشکال نداره اصلا"‌خودتونو ناراحت نکنی فدای سر من و فلفولی مثلا" صدقه دادیم به آر تی ای دبی آخه بنده خداها خیلی فقریند نیازمندن خب!

دیگه دیگه بی صبرانه منتظر عروسی دنی هستم که میخوام برم ایرااان و کلی قر بریزم دوستتون لباس هم نداره هااا گریه

خبر دیگه اینکه جمعه اینجا کنسرت مهرشاد و آرش و افشین و سپیده هستش هر کی میخواد بیاد دبی بدوه بیاااااد .حالا از چند ماه هستش که من ذوق این کنسرت رو دارم و حالا فلفولی میگه احتمل 90 درصد من اون روز کار دارمگریهگریه من صدای مهرشاد و خیلی دوست دارم همش خاطرات روزهایی واسم تداعی میشه که با فلفولی واسه هم کرم میریختیم تا با هم دوست بشیمنیشخند هی هی جواانی کجااایی که یادت بخیررررررررر.

یه خبر دیگه ما به زودی صاحب 3 گربه خواهیم شد 2 پسر و یک دختر برای انتخاب اسم اصلا" از اسمهای سوسولی خوشم نمیاد اسم پسرها: جمعه و شنبه هستش احتمالا" واسم دختره زبیده یا صنوبر   نیشخند .گربه ها هموطن خودمونن و تااازه شیرازی هم هستند.

جالبه که یکی از دوستهای عربم هم یک گربه دختر گرفته شوهرش گفته چون گربه اصلیتش ایرانیه باید اسم ایرانی بزاریم واسش بعد از اینکه آقای شوهرون کلی فکر کردن گفته اهاان اسمشو میزاریم خمی....ی (فهمیدین که)!

 دختره هم میگه نه اون که ایم پسره حالا بیا و ثابت کن اصلا" اسم نیست فامیلی به خداااا!

بعد هم گفتن پس حالا که دختره اسمشو میزاریم گوگوش که اسم اصیل ایرانیه و باز هم بیا و ثابت کن بابا اسمش گوگوش نیست که لقبش گوگوشه و حالا اسم گربه ملوسشون گوگوشه فکر کنم خیلی بهتر از خمی..ی هستش!

پانتی کجاااایییی دلم واست یه ذره شدهگریه