دوست عزیز
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

ممنون از نطرهای بسیاااار بسیاار خوبتون.ممنون از اونایی که رک و پوست کنده حرف زدند .حالا من یعنی باید هی جون عزیزتونو قسم بخورم پاشین بیاین نظر بدین؟چشمک

به هر حال نظراتتون خیلی به دردم خورد فعلا" دارم دنبال یه مدل دیگه میگردم اگه آماده ای گیرم اومد هم آماده میخرم.

چند روز پیشا یکی از دوستای دوران کودکیم کنم 10 سال پیش بود که اخرین بار بهم تلفن زد بهم زنگ زد!؟

تنبه(ت را با ضمه بخونین):سلااام خوووووبی؟

من:مرسیییی شماااا ؟

تنبه" منم دووووستت تنبه

من:تنبه جااان خوبی چه عجب از اینورا ؟

تنبه: میخواستم یه خبری بهت بدم یه اتفاق خیلی خیلی مهم داره واسه دوستت میفته !

من:تعجب چه اتفاقی؟مبارک بااااشه داری ازدواج میکنی؟

تنبه: نه بابا شوهر کجا بوده من دارم میرم انگلیییییییییییس

(حالا حتی اگر هم ازدواج میکرد من داشت شاخام در میومد که چرا به من زنگ زده که من دارم ازدواج میکنم چه برسه که حالا میخواد بره انگلیس زنگ زده!)

من:خب به سلامتی!

تنبه : خبر داری که س.فارت چی شده ؟

من: آره خبر دارم.

تنبه: حالا تعطیله

من:خب به سلامتی و میمنت!

تنبه:‌حالا سفارت اومده دبی

من:خبببببببب

تنبه : حالا من میخوام بیام دبی

من:به سلامتی ایشالله

تنبه: خب میخوام بیام خونتون

من"تنبه جان من مهمون دارم مامانم اینجا هستن .خانم بزرگ اینجا هستن و هفته دیگه باز هم مهمون دارم دوست فلفولی داره میاد.

تنبه: ای باباااا اصلا"‌مشکلی نیست من میام!

من" تنبه جان من فقط 1 اتاق واسه مهمون دارم

تنبه:‌خب باشه من فقط واسه شب میخوام بیام بقیه روز رو خودم میرم بیرون!

 

منم وول شدم نمیدونستم چی کار کنم کجا جاش میدادم خب یهو عین دیوونه ها تاپ گوشی رو قطع کردم .و داشتم میمردم از عذاب وجداان خدایا حالا چی کار کنم فلفولی هم دعوا خب چرا قطع کردی توضیح میدادی که جا نیست و خودتم نیستی خونه همش سر کاری.گفتم بابا توضیح دادم نمیفهمه خب چی کار کنم میگه مشکلی نیست با هر شرایطی من میام!

خونمون کلا" آنت دهیش خیلی ضعیفه نمیدونم دیگه فهمید که قطع کردم یا آنت نمیداد دیگه زنگ نزد بنده خدا.منم انقده دلم سوخت که حالا دختره تک و تنهاست لابد.البته بگم ایشون از همون عنفوان کودکی یه ذره ساده صفت هم بودن و یه ذره پر رو!

بعد از چند روز باز موبایل ما زنگ خورد

من:بله

تنبه:‌منممممممممممم تنبه هووووراااا من الان دبی هستم

من:تنبه جووون چرا زنگ نزدی دیگه قطع شد من کلی منتظرت بودم(فلفل پینوکیو زاده)

تنبه: برو برو خودتی

من"چی خودمم؟

تنبه:برو برو

من:نه قطع شد.حال کی میری؟

تنبه:من دو روز دیگه (یعنی میشد 5شنبه)

من:ای وای چه بد شد من فقط جمعه و شنبه تعطیلم بقیه روزا تا 7 کارم تا برسم پیش تو و اینا دیر میشه.

تنبه: سورپراااایز من تا 1 شنبه اینجااام

من:آخ ااا خب باشه سعی میکنم ببنیمت

جمعه که میخواستم بهش زنگ بزنم شمارش از تو گوشیم پاک شده بود گفتم وای خیلی زشت میشه حالا بنده خدا گناه داره تو این فکرا بودم که باز زنگ زد خودش

تنبه:فلفل جون سلاااام

من:خوب شد زنگ زدی شمارت پاک شده.برنامت چیه امروز؟

تنبه: من الان دارم میرم کنسرت تو ابوظ.بی هستش

من: خب واسه فردا برنامه بزرایم البته من تا ساعت 6 میتونم باهات باشم چ.ن بعدش باید برم فرودگاه دنبال فلفولی

تنبه:باشه باشه من امشب میای

من:تنبه جان امشب نه میگم فردا

تنبه:اتفاقا"‌منم دوست دارم اینجوری امشب بمونم خونتون

من:تنبه جان امشب یعنی کی؟کنسرت تا ساعت 3 شب طول میکشه .3 شب میخوای بیای فردا بیا.

به خدا تو عمرم انقده رک با یکی حرف نزدم خنده

خلاصه که فردا با هم قرار داشتیم دبی مال .تنبه کلا" خونه یکی از فامیلاش بود. ولی کنسرت رو با یکی از دوستاش رفته بود و شبم خونه دوستش مونده بود.

با دوستش اومدن و خدا رو شکر که دوستش هم اورده بود چون عااشقش شدم بس که خانم و مهربون ما که دیگه این تنبه رو ول کرده بودیم و داشتیم واسه خودمون خاطرات تعریف میکردیم و قرار میزاشتیم که بریم با هم کلاس ورزش و اووووووو کلی جیک تو جیک شدیمنیشخند

حالا تنبه رو بگم همین که دید منو سلاااام فلفل جووون چی کار کردی عوض شدی؟بینیتو دوباره عمل کردی؟ نه عمل نکردم ؟

تو یک کاری کردی

موهامو کوتاه کردم

آآآره موهاتو کوتاه کردی فلفل جون کوچولو شو؟

من:ببخشین یعنی چی

تنبه: یاادته اون موقعها صداتو عین بچه کوچیکا  میکردی؟

من:تنبه جان من الان دیگه سن و سالی ازم گذشته

تنبه:نه جاان من

من:تنبه جان عزیزم بی خیال شو یادم رفته !

تنبه:‌یاااادته یه بار سوار تاکسی شدی سرت خورد به در

من:نه !من هزار بار اخه سرم خورده به در تاکسی

آخه این چه خاطره ای هستش که ادم بعد از اینکه 10 سال دوستشو دیده یادش اومده!

لازم به ذکر است تنبه جان خیلی تپل هم هستن

تنبه: خب بچه هااا منو ببرین جاهای دیدنی اینجا که پاساژه که

من:تنبه جان دبی جای دیدنیش همینجاهاست لب دریا که الان نمیتونی بری سرده.پارک آبی هم سرده هم اینکه باید یه روز کامل واسش وقت بزاری.سفاری هم که شبه.اینجاهم خوشکله خب صبرکن آکواریوم داره میبریمت.

تنبه: من آکوایوم نمیخوام برم اخه دیدم

من: تو که گفتی هیچ جا نرفتی دبی مال نیومدی که!

تنبه :نیومدم ولی پسر خالم اومده عکس گرفته!

من:بریم رستوران ناهار بخوریم؟

تنبه :چه رستورانی؟

من:فرایدیز بریم؟ استیک داره همبرگر های خوشکزه داری سالادهای خوشمزه .پاستا

تنبه: نه نه نه من غذای سنتی عربا یا غذای هندی میخوام خیلی دوست دارم.

من: تنبه جان غذای عربی که اینجا تو دبی مال فقط لبنانی هست که فکر نمیکنم خوشت بیاد هندی هم تنده میخوری

تنبه:نه من هندی خیلی دوست دارم ولی تند نمیخورم!

من:تنبه جان غذای هندی به تند بودنش خوشمزست

رفتیم رستوران هندی

تنبه:اه اینجا دیگه کجاست من از دکورش خوشم نمیاد

من:تنبه جان میخوای بریم نندوس همین بغله

تنبه: باشه بریم

تنبه: اه اه اینجا که همش مرغه من گوشت میخوام گوششت

دوست تنبه :رستوران مور همینجاست پراوناش خیلی خوشمزست بریم.

تنبه:اییییی نه من از وقتی اومدم میگو خوردم

تنبه:‌ایناها بریم اینجا غذاها یدریایی

من:تو که میگی نمیخوام

خلاصه با هزار بدبختی رفتیم رستوران حور

دوست تنبه: اینجا رستوران فرانسوی هستش بهتره که غذاهایی که میشناسیمو بخوریم

تنبه : من اونی که شماها گفتین نمیخوام من خرچنگ میخوام

من:تنبه جان خرچنگ ندارن

تنبه: پس من یه ظرف میخوام میکس باشه از همه غذاااااها!

من:تنبه جان تو منو نیست

تنبه:‌یعنی چی که نیست تو شیراز ما داریم آخه من دوست دارم همشو امتحان کنم!

پرسیدیم و نداشتن .

دو تا غذای میگو و یه سالمون سفارش دادیم.

میگوهاش خیلی زیاد بودن من و دوست تنبه یه ظرف میگو رو دو نفری نتونستیم تموم کنیم تنبه میگوهای خودشو خورد.نصف میگوی ما رو هم خورد نصف شالمون هم خورد

ماشااالله گوشت بشه به تنش.

دوست تنبه گفت از وقتی اومده هر سنتری که میبرمش میگه هیچی ندارن و قیمتاش هم مناسب نیست نمیدونم چی کارش کنم

من:تنبه جان اینجا همه سنترا برنداش عین همه همونی که جاهای دیگه دارن اینجا هم هست 3 4 تا سنتر بری انگار همه مغازه ها رو دیدی.

تنبه: چیزی که شیک باشه و من دوست داشته باشم ندیدم.خیلی هم گرونه

من:تنبه جان همینه قیمتاش در این حدوده خیلی هم گرون نیست شیراز که خیلی گرونتره

برمش منگو

تنبه: اینجا چیه همش زشته

گفتم باشه بریم زارا اونجا شیکتره

تنبه: نه اینجا رو هم دوست ندارم کفشاش هم قشنگ نیستن من تو کارفور (یه فروشگاه زنجیره ای) خیلی کفشهای قشنگ و شیک دیدم! گفتم تنبه جان مثل اینکه فقط جنسای اونجا رو دوست داری!

یه کت پوشیده بود با یه شلوار که شرت بنفشش هم همش پیدا بود نافش هم اینجوری معلوم بود توجه کنین با اون شکما .هر چی هم میگفتیم اونو بپوشون میگفت وااای شما که از ایرانیا هم بدتریم عااامو ولوم کنینا بزار راحت باشم

هی چلپ چلپ به دوستش میگفت عکس بگیر بنده خدا عکس میگرفت بعد میگفت اه چقدر زشت عکس میگیری اگه رشتت معماری بود بلد بودی عکس بگیری!

خلاصه که سوژه خنده بود و حساااابی بهم خوش گذشت و یه روز خیلی خوبی رو داشتم جاااتون خااالی .