عروسی1
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ مهر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

من شرمنده چشمای همتووون.چشم از حالا به بعد همش فارسی راستش کامیم خل شده فارسی نمینویسه مجبورم از کامی بقیه استفاده کنم.

امروز اولین روز کاریمه بعد از مرخصی.حالا دیگه از اینجا میتونم واستون فارسی بنویسم.

بعله داشتیم میتعریفیدیم از فرودگاه اومدیم بیرون حالا نمیدونستم غصه لباسمو بخورم یا ذوق شیراز بکنم هر خیابون که رد میشد دل من هری میریخت پایین وی که همه چی سر جاش بود از بقال و میوه فروش و همه و همه چی حتی آدماش هم همون بودن.

خونه که رسیدم اونجا هم کلی آدم جمع بودن و همین که وارد شدم کللیییییییلیییییییی کردن واسم منم گفتم لطفا" ساکت من چمدون ندارم و فعلا" عروسی نیست مامانم که دیگه داشت خودشو میکشت ولی خدا رو شکر زودی بهمون خبر رسید که چمدونه پیدا شده.بابای عزیزم رو هم دیدم که همینجور تو بغلش داشتم اشک میریختم از خوشحالی دیدنش.

نمیدونستم عروس شدن انقده خوبه هااا وگرنه زودتر عروس میشدم نمیزاشتن دست به سیاه و سفید بزنم هر چی میخواستم میوردن واسم کلی بهم توجه میشد نیشخند .

از شبی که رسیدم یعنی 6 روز قبل از عروسی پسر خالم هم با ارگش اومده بود و هر شب همه فامیل تو خونمون بودن و بزن و برقص.2 3 شب اول چیزی بهم نگفتن و میتونستم در مراسم حضور داشه باشم البته نه اینکه پاشم برقصم نه اجازه رقص نداشتم و اینجور رو پله مینشستم و از لای نرده ها ملتو نگاه میکردم و از موندن قر در کمرهایم میمردم!

از شب سوم کلا"‌از خونه شوتم کردن بیرون  وآواره شدم خونه این و اون شدمنیشخند.

بچه ها هم میومدن واسه کمک و تزیین هدیه ها و شکالاتا و از این جینگولک بازیا.بعد از گرفتن چمدون داشتم یک نفس راحت میکشدیم و در درونم فشفشه هوا میکردم که ناگهااان بعله از تشریفات زنگ زدن که باغتون رو پولوم کردن حالا کی؟! 3 روز قبل از عروسی! بعد دوباره زنگ زد که حالا پولوم نیست ولی شرط گذاشتن که ارکست نباشه قاطی هم نباشه.خب ما این باغ رو گرفته بودیم که ارکست بیاریم و بزارن برقصیم اگه اینجوری بود که یه باغ دیگه میگرفتیم فکر کن که ورودی باغ تو شیراز تقریبا"‌400 یا 500 هزار تومنه ما 3 ملیون و نیم پول دادیم که فقط بزارن ارکست بیادو بعد هم بشه آقایون بیان تو حالا میگفتن باغ ما نمیزاره!

بابای فلفولی گفت نه فکر کنم تشریفاتیه با صاحب باغ با هم بدن آخه هی زیر آب همدیگه رو میزدن تشریفاتی هم هی به ما میگفته بریم یه باغ دیگه ببینیم!

ما هم زنگ زدیم به صاحب باغیه اونا هم گفتن آره درسته چند شب پیش بهمون گیر دادن حالا بیاین تا از نزدیک با هم حرف بزنیم.اقای تشریفاتی هم تو راه که ما رو میبردن اصرار که بریم چند تا باغ دیگه هم ببینیم و اینجا دیگه خیلی امنه!

تو رو خدا مملکته مااا داریم!! میخوای عروسی بگیری باید دلشوره داشته باشی یهو نیاین با دستبند ببرنت!

چند تا باغ دیگه دیدیم افتضاح مثلا" یکیش تو سیلو بود که بوی مرغ خفت میکرد من وفلفولی احساس مرغ و خروس بودن بهمون دست داده بود و اگه وارد میشدیم قد قد کنان باید میومدیم!

تازه راهشم وحشتناک بود یهنی باید یه قسمتی رو تو اتوبان خلاف میودی فکر کن!!!!! تو عروسیم یه چند 100 نفری تصادف میکردنااا!! حالا نمیشه که جون چند نفر رو به خطر بندازی که میخوای قر بدی که!

رفتیم باغ خودمون که بار اول بود میدیدیم منو فلفولی .جاااش عاااالی بود خیلی نزدیک.در باغ رو به خیابون بود ماشینا وارد باغ میشدن یعنی شب روسی هیچ ماشینی دم در نبود فاصله در تا مجلس هم خیلی زیاد بود .باغ خیلی خوشکلی بود همین که پامو از ماشین گذاشتم پایین هم یه آهو عین سگ افتاد دنبالم والله آهو ندیدیم بیفته دنبال آدم منم جیغ و از سر و کول آقای تشریفات و صاحب باغ کلی رفتم بالا.

خانم صاحب باغ خیلی مهربون بود و کلی دلداریمون داد گفتش عروسی اون شب کاملا" قاطی بوده یعنی حتی پرده هم وسطش نبوده که ما واسه امنیت بیشتر پرده رو گذاشتیم بعدشم رو میزاشون هم مشر..وب سرو میشده .بازم تازه کاری به عروسی نداشتن و فقط به باغ گیر دادن و عروسی تا 5 ادامه داشته.خانمه گفت اگه نیمه جدا باشه خیلی خوبه و همین که ببینن مردا جدا نشستن دیگه نمیان داخلو نگاه کنن چند تا تو هستن.بعدشم گفت 12 یا 1 به بعد ارکست رو شروع کنین و سعی کنین تا قبلش موسیقی محلی یا دی جی باشه.خب آخه موسیقی محلی ما باز با ارگخ خب چی کار کنیم!

خلاصه که کلی خیالمون راحت شد البته گفتن باز هم باید پول بدین تا ما هم بدیم به اونا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوش جونتون گوشت بشه به تنتون واقعا"!

دیگه خیالمون باز راحت بود.یه سر به تشریفات هم زدیم و غذا رو یه ذره عوض کردیم و آب میوه تازه هم سفارش دادیم.آب طالبی و آب انار واسه شب اول .آب طالبی و آب هندونه شب دوم.پیشنهاد میکنم حتما" واسه عروسیاتون داشته باشین خیلیییی میچسپید و من فقط آب طالبیشو که خوردم عااالی بود.

البته بستنی و فالوده هم میتونستیم انتخاب کنبم ولی چون هوا سرد بود گفتیم نمیچسپه.

و بعد هم آرایشگاه من هر دو شب رو ویژه برداشتم. خواهش میکنم تو این یه مورد رو خسیس بازی در نیارین یه شبه دیگه باید خوشکلترین روز زندگیت بشی پس بزار آرایشگرت هم بیشتر بهت برسه.

حالا جالب اینجا بود هر کی تو اون آرایشگاه کار میکرد یه جوری میشناختمش یا با هام دوست بود و کلی بهم چسپید.

دیگه دیگه اهان  دنبال هتل بودیم.یعنی واله من نمیدونم چی بگم میدونم که اصفهان و تهران هتل خوب دارن ولی شیراز نه!

پسر خالم کارش نظارت هتلهای شیرازه واسه همین بهمون گفت میبرمتون چند تا هتلهای خوب رو اتاقش. ببینین و هر کدومو پسندیدین همونو بگیرین اول از هما شروع کردیم که خودش میگفت بهترین هتل هماست.اول که رفتیم تو شلووووغ غلغله بود ! همون موقع گفتیم یه دستشویی هم بریم چشمتون روز بد نبینه دیگه وقتی تو هتل هما تو دستشوییش یه همچین گندی رو میبینه که رغبت نکنی دستشویی هم بری از بقیه جاها چه انتظاری هست مشکل هم هتل نیستاا مشکل ملته که بی فرهنگ زیاد توشه بلا نصبت شما!

اتاقشم خوشمون نیومد یعنی وانش که داغون بود فکر کنم واسه زمانی بود که پدربزرگ خدابیامرزم میخواسته بره ماه عسل.

تلویزیونش که عین تلویزیون دوران کودکیم بود و کلی ناستولاژیک شدم من!

دیگه بقیه رو فلفولی تنها دیده بود هتل چمران گه بوی فاضلاب میداده پارس هم نمیدونم چه مشکلی داشت که آقای پسر خاله گفتن یه هتل هستش که چند روزه باز شده و هیچی که نه حداقل تمیزه و اتاق نو بهتون میدن.هتل ستارگان که خداییش هم تمیز بود و فلفولی گفت همینو میگیریم اتق سنتی هم گرفتیم که حالا بعد عکسشو واستون میزارم.

خب دیگه خیلی زیاد شد بقیش واسه بعد.