خدای من
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

از وقتی بچه بودیم بهمون فهموندن که خدا رو باید از همه بیشتر دوست داشته باشیم نمیدونم واسه شما هم اینجوری بوده یا نه ولی به من یاد ندادن که چرا خدا رو باید از همه بیشتر دوست داشته باشم .خب حالا که بزرگ شدم میفهمم که اون بهم از همه نزدیکتره و همه امیدم به اونه .

ولی وقتی بچه بودم میگفتن کیو از همه بیشتر دوست داری میگفتم خدااا در صورتی که ته دلم میدونستم مامانمو بیشتر دوست داشرم ولی انقده میترسیدم که نمیگفتم!حتی به دلم هم سعی میکردم دروغ بگم.چرا به بچهامون یاد نمیدیم که چرا خدا دوست داشتنیه چیا بهمون داده اگه مهربون نبود چی میشد اگه نداشتیمش چی میشد به نظر من به یه بچه باید یاد بدن چرا خدا دوست داشتنیه نه اینکه دین و خدا رو بهش به صورت خشن و اجبار یاد داد.

مثلا" وقتی یکی میگه به خدا راست میگم ممکنه دروغ بگه ولی وقتی میگه به جووون مامانم به جووون بچم به جوووون بابام به جوووون شوهرم این یعنی راست میگه !خداییش اینجوری نیست قسم خدا رو خوردن خیلی راحت تره تا جون عزیزامون!

واقعا" تصورتون از خدا تو بچگی چی بوده؟ من یکی که تو آسمونا پادشاه هستش و ریش سفید بلند و تمیز داره عین تو کارتونااا مهربون بود ولی اخماش توهم بود!و ازش میترسیدم.دوست ندارم بچم اینجوری باشه دوست دارم با فکر بهش آرامش بهش دست بده و احساس کنه واقعا" دوست داشتنی ترین کسیه که میتونه داشته باشه

هنوز که هنوزه هممون تو اسمونا دنبالش میگردیم.چرا؟؟ همیشه فکر میکردم شاید یه روزی فضانوردا بهشت و هم و آسمونا پیدا کنن!

شاید چون آسمون بالا بالاهاست نگاه بهش زیباست تو همه ادیان اینجوریه ها حتی اگه هندو باشی حتی اگه سنگ و چوب رو بپرستی ولی آخرش اون بالا بالاها دنبالش میگردی!

چه جوری مهربونیشو واسه این همه آدم و موجود زنده تقسیم کرده؟؟واسه همینه که خداااست!