جشن فارغ التحصیلی
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ تیر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

خب به سلامتی و میمنت تموم شد.از چشن واستون بگم که من تک و تنها بودم و هیچکس نبود باهامون بیاد همه یا کار داشتن یا مهمون داشتن خلاصه دو تایی رفتیم .کنار در ورودی هم بهمون از این گوشیهایی که ترجمه میکنه دادن گفتن اگه عربی بلد نیستین این ترجمه میکنه.بعد هم فلفولی رو فرستادن بالا و من هم پایین .برنامه هم دادن دستمون که فلان ساعت چی کارا قراره بکنن.سالن خیلی شیک و خوب بود .ساعت 10 هم قرار بود جناب شیخ بیاد یعنی سر ساعت 10 نزاشتن بشه 10:1 همون 10 آهنگ دیرریییریگ دیرییینگ گذاشتن همون که وقتی یه آدم مهمی میاد تو میزارنااا همونا کلی ابهت داشت جناب شیخ و ولیعهدشون.بعد هم شرود امارات و مجلس شروع شد.مامان این عربا هم خودشون کشتن واسه این بچه ها مثلا" همین که اسم بچه هاشونو میخوندن پا میشد کل میکشیدن کلاااا.حالا کلشون هم با ما فرق میکنی نمیدونم دیدین یا نه دهنشونو خیلی باز میکنن و این زبونه عینه چی بالا و پایین میره!

نکته جالب دیگه هم اسماشون بود همه محمد محمد احمد.احمد محمد.احمد احمد محمد!!!

فکر کن یکی محمد محمد محمد یعنی اینا جد اندر جد اسماشون محمده !!!

یکی دیگه محمد مشمه مشمه!!!

فلفولی من هم که اسمشو خوند الهی بگردم نتونستم حتی واسش دست بزنم خب یه دستم دوربین عکاسی بود یکی دیگه فیلمبرداری چه جوری دست بزنم کل هم که روم نمیشد بزنمنیشخند.فیلمبرداری هم اصلا" حوصله نداشتم گفتم خودشون فیلم میگیرن دیگه.

یکی از دوستای فلفولی از 2003 این دانشگاست اول اینکه کل خاندانشون اومده بودن گل انداختن گردنش 10 تایی هم دسته گل داشت این بنده خدا یعنی انتظار داشتن هنوز هم تموم نشه درسش!

آخر سر هم که دیگه گفتن تموم همشون با هم کلاهاشونو انداخته بودن خیلی صحنه قشنگی بود با آهنگ خیلی قشنگ.

البته به جز این فلفولی خسیس من !میگه اونا که انداختن کویتی بودن ماهی 14000 درهم میره تو حسابشون !!ولی ما که ایرونی هستیم بی پولیم کلامو نمیندازم هوا گم بشه!!

گفتم فلفولی این خسیسا حتی آب هم ندادن ما بخوریم شروع کردم به تعریف کردن از زاهدان که هی پز اینجا رو میدی زاهدان که ما بودیم بهمون چلو مرغ دادن با موز ولی واسه شما آب هم حتی ندادن!

داشتم همینجور پز میدادم که فلفولی اشاره کرد از این طرف لطفا" و من همینجور لال شدم!

بوفه چیده بودن بیا و ببین چون ساعت 11 صبح بود بیشترش ساندوچهای کوچیک کالباس با پنیر .و چند تای دیگه من نمیدونم چی بود.ساندویچهای عربی.سالاد میوه.آبمیوه طبیعی.چایی.شیر چایی.چیز کیک.چند نوع دسر خیلی خوشمزه که نمیدونم چی بود.شیرینیهای خشک.چند نوع کرسانت.

خلاصه که بسی خجالت کشیدیم!

فلفولی کار پیدا کرده  مدیریت یه مغازه ورزشی .به نظر من تو دبی مردا بهتره کار آزاد بکنن تا جا واسه پیشرفتشون باشه .حالا فعلا" منتظریم ببینیم حقوقش چقدر میدن اگه خوب بود که میره ایشالله.