با یک نگاه قضاوت نکنیم!
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

هفته ای دو بار میرم استخر یه روزش رو میرم خونه یکی از فامیلام یه روز هم میرم باشگاه ایرانیا.

روز اولی که رفتیم خونه فامیلمون گفتش استخر آپارتمانمون میتونین استفاده کنین ما هم که سو استفاده گر و سریع رفتیم که بپریم توش وقتی رفتیم دیدیم اوووو یهاااااا همینجور جمعیت غیور پسرهای عرب بود که اونجا بود نمیدونم چرا با خارجکیا میتونم شنا کنم احساس میکنم چشم پاکند ولی اگه آسیایی باشند نهنیشخند

آخه یه جوری نگات میکنن که ادم اعصابش خورد میشه تازه من مایوم پوشیده بود شلوارکی بود.خب گفتم که اینجا که نمیشه شنا کرد که هر یه کرالی که بزنی دستت میره تو بغل یکی دیگه دیدم اون دور دورترا یه استخر کوچیکتری هست دو تا زن توشن فقط به دوستم گفتم بدو بیا بریم اونجا حتما" زنونستنیشخند من هم تلپ پریدم توش و وااای احساس کردم همین الان سکته میکنم آبش یخخخخخخخخ یخاااا .احساس میکردم در آبهای منجمد شمالی دارم شنا میکردم همینجور لرزون لرزون شنا کردیم دیدیم هیچ کی نمیاد خدایا چرا اخه مگه این آب اشکالش چیه!

جکوزی آب گرم هم کنارش بود و بعد کلی شنا یهو تو سرم یه چیزی گفت دیییینگ نکنه این استخر آب سرده!یه دست زدم تو استخر بچه ها دیدم آبش خوبه تو استخر معمولی هم همینطور .وای از خجالت داشتیم میمردیم حتما" ملت گفتم اینا دیگه از کجا اومدن که از همون اول خودشونو شوت کردن تو آب سرد؟!

اخه من تا حالا ندیدم جکوزی کوچولو باشه اندازه دونفر بعد استخر آب سردش گنده !

بعدش یه پسر هندی اومد تو هی کلاشو مینداخت بالا هی میگرفت دوباره مینداخت بالا دوباره میگرفت اخه این چه بازی هیجانی میتونه باشه واسه یه پسره ٢٠ ساله؟؟چند بار هم افتاد رو چش و چال ما!

بعد گفتیم حالا بریم جکوزی دیدیم جکوزی هم که کار نمیکنه که با هزار بدبختی یه سوراخ کشف کردم دیدم داره ازش آب میاد گفتم خب همینه لابد به نوبت خودمونو چسپوندیم بهش ا بلکه لاغر بشیم!اومدیم بیرون دیدیم چند تا پسر رفتن تو عین فشفشه داشت آب میومد بیرون و لذتشو میبردن!خدایا اینا چی کار کردن هیچ دکمه ای هم نبود دیگه با هزار بدبختی دکمشو که گذاشته بودن دلقوز آباد پیدا کردیم!

خلاصه که پت و مت رفته بودن استخر شما اینجوری فکر کن.

ما هم گفتیم بیا و بریم همون باشگاه وطنی خودمون هم خیلی ارزونه هم زنونست هم خودیه دیگه هلک و تلک رفتیم.از همون دم در گفتن خانم حجابتو رعایت کن خانوم گیر میدنااا

میخواستم بغلش کنم عزیزم دلم واسه این گیر دادناتون تنگ شده چشم همین الان موهامو همه میپوشونم.

استخر وطنی هم چه عرض کنم به نسبت قیمتش می ارزه !وقتی رفتیم تو دیدیم به به یه اهنگ جینگیلی عربی گذاشتن یه عدد پیرزن بلور هم داره میرقصه رقص که چه عرض کنم عین این رقاصه های کاواره قدیما که تو فیلما هست یه چور چندشی که واسه یه خانم ۶٠ ساله (که خودش میگفت) چندشتر هم میشد.هی دستشو میکشید به همه جاش بعد هم زیونش یه حالت بدی میورد بیرون هی هم بوست میفرستاد احساس میکرد الان کاواره پر از مردای مسته!

هی میخواستم نگاش نکنم مگه میشد نمیشد که با دوستم نشستیم گفتیم دو حلت داره یا دیوانست یا ج..

آخه تو بودی فکر دیگه ای داشتی یه خانم تو این سن بیاد زبونشو اینجوری دور لباش بکشه!!!

وقتی داشتیم میومدیم بیرون دیدم خانمه انقده مهربون اومد جلو گفت خسته نباشین دخترم و از این حرفا بعدشم یه مقنعه کرد سرش بعد هم چادر فکر کن اونم تو دبی به هر حال من نمیدونم این خانم خوب بوده یا بد هر چی ولی اینو میدونم ماها خیلی زود قضاوت میکنیم خیلی زود.شاید هم واسه شوخی اونجوری میرقصید اید میخواست بگه من جوونم.رفتار درستش نبود ولی دلیل بر زود قضاوت کردن هم نیست.چقدر خوب که آدم همه چی رو مثبت ببینه و بهترین حالتش رو در نظر بگیره.

چقدر خوب یود اگه جای اینکه همین که یه نفر رو ببینیم بگیم اه اه چه زشت بود چه بد تیپ بود چه اخلاق گندی داشت اول مثبت نگاه کنیم هم به قیافش که حتما" همه یک زیبایی رو دارن اگه هم حتی نبود باور کن اخلاقش و مهربونیش انقدر خوبه که باز زیبا به نظر برسه.اگه همینجور مثبت باشیم به خدا دنیا واسمون قشنگتر میشه.