گام اول
ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

اولین قدم بزرگ رو برداشتم و رفتم خیاطی و دیزاینر طرح اولیه لباس عروس رو واسم کشید.مدلش مدل ویکتوری هستش.بالا دانتل آستین بلند دانتل و پشتش هم که کاملا" باز و دانتل میخوره .بالا تنم کاملا" تنگ یقم باز دامنش هم هنوز درست مدل نداده .رنگ لباسم احتمالا" سفید سفید نیست رو به بژ هستش.تور سرم از لباسم خیلی بلندتر تورم هم نازک نازک.دیگه دیگه گفتش هر کاری میکنیم و در هر مرحله از کار هفته ای یک بار میای و نگاه میکنی.حالا مونده انتخاب پارچه که باید برم و ببینم .دعا کنین خوب بشه.البته این کاراش رو دیدم فیتینگ لباسای عروسش عالیه خدا کنه واسه منم خوب در بیاره.

در مورد اون فامیلا که انقدر همتون فامیلای عجیب غریبتر رو تو خصوصی و کامنتا گذاشته بودین که من کم اوردم شدید.

و اما اینکه گفته بودین چر فامیلا رو عوض نمیکنن خب خیلیاشون هم عوض کردن مثل دست پس ,بی کله ولی نمیدونم قبلا" گفتم یا نه دوباره میگمنیشخند(فکر کنم دنی گفته)

یک دختری که فامیلش خروس بوده بعد از اینکه شوهر میکنه میره ثبت احوال پیش همین پسر خاله میخوام فامیلم رو بزارم فامیل شوهرم و عوضش کنم .بد از اینکه کلی از مراحل تموم میشه بابای دختر داد زنون میاد اداره و داد و بی دااد که تو دختر من نیستی اگه فامیلیت رو عوض کنی از ارث محرومت میکنم جد اندر جد ما خروس بودیم حالا تو میخوای فامیلیت رو عوض کنی؟؟!!واین میشه که دختره پشیمون و مانده خروس بر میگرده خونش!

و اما از همه بدتر یه ببار که داشتن کارت م _لی صادر میکردن و اسما رو دونه دونه میخونده این پسر خاله یهو به یه فامیل وحشتناک بر میخوره از خانواده شیرگیر که شکا سرکشش رو بردار!(من معذرت میخوام دیگه وبم شده منبع فحشای زشت)

پسر خاله هم روش نمیشده صداش بزنه هی اسمشو میگه و میره کنارش یه پیرزن خیلی پیری بوده.میگه مادر جون مثل اینکه شما از فامیلهای شیرگیر هستین ولی احتمالا" اون موقع تو ثبت شناسنامتون این سرکش رو یادشون رفته شما میتونین عوضش کنین فامیلیتون رو به راحتی.

پیرزن هم انگار که فحش خواهر و مادر بهش دادن میگه یعنی چی خیلیم فامیلیم خوبه من هیچ وقت فامیلی که بابام داشته رو عوض نمیکنم!هر چی هم پسر خاله اصرار میکنه که آخه هیچ کی روشنمیشه فامیلیت رو به زبون بیاره!باز هم همچنان سوار خر شیطون بوده و پایین نمیومده!