دعوای من و فلفولی
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

دیشب با هم دعوامون شد البته ماشالله ماشالله تا حالا نشده بیشتر از نیم ساعت با هم قهر باشیم به جز ٣ روز قبل از اینکه بیان خواستگاریم قهرم به طول انجامید که یهو خوتهرش زنگ زد که میخوان بیان خواستگاری.

خلاصه که این فلفولی ما وقتی خودمون ٢ تا هستیم همش داره قربون صدقم میره و مهربونی میکنه اما اما اگه یک نفر دیگه بهمون اضافه بشه احساس میکنم هی میخواد ضایعم بکنه و همش کاری میکنه که با هم بحث کنیم!

یکی از اخلاقای بدش اینه که مثلا" میگم وااای چقدر برج العرب قشنگه

فلفولی:نه اونجوریم نیست

من:چقدر غذاش خوشمزه بود

فلفولی :یه جا دیگه غذاش خوشمزه تزه

حالا ممکن هم هست یه جای دیگه غذاش خوشمزه تر باشه ولی خب چه اشکال داره تو بگو آره اینم خوشمزست.یعنی من هر چی میگی این میگه نه یه جای دیگه...

یه اخلاق بد دیگه اینکه من خیلی خیلی واسم مهمه که یه نفر بدونه چه جوری باید با مردم برخورد کنه و خیلی چیزا رو بدونه.مثلا" روزای اول که نامزد بودیم تولد دختر خالش بود دیدم نمیخواد کادو بگیره میگم خب کادو یه چیزی بگیر واسش زشته هیچ کی دست خالی نمیره یهو خواهرش پرید وسط که بیچاره دادشم از کجا داره کادو بخره!!

گفتم خب اگه نداری پس تولدم نیا .که خب بالاخره راضی شد یه چیزی بخره!

یا اینکه میریم بیرون با فامیلامون میگم بدو برو بگو من حساب میکنم میره میبینم میگه من حساب میکنم طرف میگه نه دوباره میگه نه من حساب میکنم باز طرف میگه نه پول رو میزاره تو جیبش.

میدونم پول نداره هنوز دانشجو هستش و از باباش پول میگیره! ولی میترسم که تا آخرش اینجوری باشه! خودش هم از این موضوع ناراحته که هنوز کار نمیکنه .ولی خب چی کار کنم !مثلا" مامانم یه چیزی میخواد خوشم نمیااد بهش پول بده دوست دارم بگه خودم میدم حداقل اصرار کنه ...

نمیدونم چی کار کنم.

بعضی وقتا احساس میکنم الکی میخواد کلاس بزاره واسه من نه اا من همون روزای اول دمشو قیچی کردمنیشخند ولی فرضا" عقد پسر عمشه میگم زنگ بزن تبریک بگو میگه تازه دیروز عقد کردن بزار یک هفته بگذره!!

شاید اینا مهم نباشه ولی واسه من مهمه.به جز چند تا پسر فامیل هیچ دوستی نداره که باهاش رفت و آمد داشته باشه .نمیتونه به راحتی با یکی رابطه جدید برقرار کنه و باهاش دوست بشه!

چی کار کنم واسه آیندش ناراحتم .چه جوری میخواد کار کنه.با وجود اینکه اینجا فامیل زیاد داریم که میتونن واسش پارتی بشن واسه کار اما هر کاری میکنم باهاشون رفت و آمد نمیکنه یعنی نمیدونه چه جوری رابطه جدید برقرار کنه.

جلو مامانم هم بعضی وقتا خجالت میکشم .واسه تحویل سال همه خونه ما بودن سال که تحویل شد همه رو بوسی کردن ولی فلفولی با مامانم رو بوسی نکرد که مامانم خیلی دلش شکسته بود!

نمیدونم چی کار کنم!

این رو هم بگم اگه پول داشته باشه هر چی بگم واسم میخره و دوست داره همه پولشو واسم خرج کنه و واسه خودم خیلی ابراز احساسات میکنه ولی واسه بقیه نه.