اولین ب و س ه
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

چیه مگه شیلا جون اصلا" من مثل میمون نیستم تقلید هم نمیکنم گفتم حالا دور همیم واستون بگم اولین ب و س ه روخجالت

آخی جوونی کجایی که یادش به خیر هنوز وقتی یادم میاد دلم اینجوری میلرزه و قلبم تالاپ تالاپ میزنه.

خونه مریم بودیم تو اتقش امتحان فیزیک داشتم ترم آخرم بود .یهو فلفولی اومد صداش که شنیدم قلبم همینجور داشت تند تند میزد...

مریم گفت فلفل خانم داره درس میخونه .اومد تو سلام کرد.گفتم بشین اینجا من باید بخونم گفت باشه من کاریت ندارم بخون.

آقا حالا مگه من درس خوندنم میومد دو نفری تو اتق بودیم اونم تهنا تهناااااا

چشمام رو جزوم بود ولی خودم یه جای دیگه. دستمو گرفت ای ن بوده بلای ما عجب پسملی بوداااا گرفت جلو لباش وای گرمای نفسش رو روی نوک انگشتام حس میکردم ...

ای شیطون میدونست یکی از جاهای حساس همین نوک انگشتیست پدرسوخته .ولی همچنان چشمام رو دفترم بود هنوز که هنوزه میگه من نمیدونم تو چه جوری اون روز درس خوندنت میومد.درس خوندن چیه بابا تو دلم انگار داشتن آپولو هوا میکردن...

خب دیگه همین فقط دستامو بوسید.من که دیگه ١٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ برابر عاشقش شدم.و این زیباترین و اولین بوسه بود.

آهای بچه مچه نیاد اینوراهااا نخواین حالا امتحان کنین ببینین چه جوریه.

و اما من کی بو#سیدمش  خب من و فلفولی باز هم با همین مریم یه جای خلوت پیدا کرده بودیم هر شب میرفتیم ١۵  یا ٣٠ دقیقه میموندیم حرف میزدیم مریم هم میفرستادیم دنبال نخود سیاه برو رانندگی تمرین کن.

ولی نه که هوا سرد بود همین که تنها میشدیم نمیدونم چرا هر دو میخواستیم ج ی ش کنیم. در نتیجه مشغول این کار میشدیمنیشخند و بعد میرفتیم خونه!!

در یکی از همین شبها بعد از این عملیات ج ی ش کردن ,نشستیم روی یک سکو خیلی سردم بود و بغلم کرد که گرمم بشه وای که چقدر گرم بود و اونجا بود که بوسیدمش.

حالا منم وحشی تا اون سن کسی رو نبوسیده بودم یه بار وقتی دبیرستان بودم یکی از دوستای خلم بهم گفت ممکنه با بوسیدن هم کسی ح ا م ل ه بشه.من خلتر از دوستم هی میگفتم نکنه اینجوری بشه حالا.شب تا صبح کابوس میدیدم همش عذاب وجدان داشتم.نصف شب زنگ زدم به فلفولی و های های گریه که نکنه ح ا م له بشم اونم عصبانی که یعنی چی مگه من چی کارت کردم اگه هم بشی کار من نیست و بنده خدا حقم داشت شک کنهخجالت

من شرمنده میدونم الان همتون به خنگی من پی بردین ولی خب تو جو بودم .البته بعد از چند روز حالم خوب شد و روشنفکرتر شدمنیشخند