پسرک
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ تیر ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

باز ما این پسرکمان را معرفی میکنیم برای بار 100 امین بار

پسرک : پسرکی مهربون که 30 سالشه و با من و فلفولی زندگی میکنه از کودکی هم دوست صمیمی فلفولی بوده و از فامیهامون هم هستش .

این پسر از اونایی هستش که به کسی نه نمیتونه بگه و همیشه در فکر فداکاری به دیگرونه!

انقدر که زندگی خودش رو هم خراب میکنه! چند سال پیش با یک دختر دوست میشه مثل اینکه مشکل اعصاب داشته .از سر دلسوزی باهاش عقد میکنه! چون مامان دختره گریه میکنه و میگه اگه با دخترم بهم بزنی و باهاش ازدواج نکنی دخترم بدتر میشه!

هر چند که الان حدود 6 ساله عقد کردن و بدتر و بدتر میشه دلم وسه دختره هم خیلی خیلی میسوزه ! هر چی هم دکتر و اینا میره خیلی فایده ای نداره! کلا " دپرسه شدید با هیچ کی حرف نمیزنه بیرون نمیره .حتی تو عروسی اگه بیاد با مانتو میشینه!

حرف حرف خودشه ! وقتی حرف میزنه یک حالت تهاجمی داره که همش واسه بیماریشه ! 

بعضی وقتا یهو یه جا میخکوب میشه مثلا" از بیرون اومده یهو وایمیسه و به یه جا خیره میشه باید انقدر تکونش بدی و بلند صداش کنی تا به خودش بیاد!

فداکاری خیلی بزرگی بود که به نظر من با این کارش خودشو که بدبخت کرد هیچ اون دخترم شاید با یکی دیگه ازدواج میکرد بهتر بود!

آخه پسرک یکی دیگه رو دوست داشته ! و اون یکی دخترم بهش گفته اشکال نداره تو برو اینو بگیر! الان اون دختره هم حاضر نیست با هیچ کس دیگه ازدواج کنه!

خلاصه که من خیلی حرص این پسرک رو میخورم .

الان با زنش با هم زندگی نمیکنن زنش ایرانه .اصلا"‌وقتی با هم هستند هیچ حرف محبت آمیزی بینشون رد و بدل نمیشه! با اینکه پسرک خیلی خیلی احساساتیه!

دختره حتی به خودشم نمیرسه ! یهو میبینی بعد از 6 ماه نامزدشو میبینه ولی موهای پاشو نزده! میگه نامزدم واسش مهم نیست اصلا"‌زیبایی و اینا واسش مهم نیست!

آآآخه مگه مییییشه حتما"‌که مهمه پسرک اگه یه روز من برم آرایشگاه و ابروهامو بردارم سریع متوجه میشه و ذوق میکنه میگه چه خوشکل شدی !

مگه میشه ندونه !

این هم از  معرفی پسرک  و زنش! 


 
اولین گام !
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ تیر ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

دوستان عزیز هنوز که هنوزه چیزی مشاهده نشده خیالتون راحت باشه امیدوارم که مهمونمون اشتباه کرده باشه.

خب من دیروز رفتم دکتر زنان چرا؟

برای اینکه فلفل خانم قصد داره بعد از 1 یا 2ماه جلوگیری را رها کرده و باردار شود نیشخند

دیروز رفتیم ببینم بخوایم مادر بشیم چه کارهایی باید بکنیم!

خب اولین سوالی که ازم پرسید سابقه های بیماریم بود .بعد آخرین عملم که من عمل بینیم بود 10 سال پیش که حتی اونم نوشت!

تنها جایی که بهم گفتن اندامت عالیه خانم دکتر بهم گفت نیشخند گفتن قد و وزنت بسیار مناسب واسه بارداریه!

سابقه بیماری در خونوادمون که من عمم سرطان سینه داشتن .و دیگه خدا رو شکر حتی سابقه چربی و فشار هم نبود تو خانوادم .واسه این مساله هم گفتش 3 روز بعد از اینکه خاله پری رفتن بهترین موقع واسه چکاپ س.ینه هستش!

آزمایش سرخچه و آبله مرغون و ویتامین دی و آزمایش خون و دیگه چند تای دیگه.

همچنین فردا پ فردا هم باید برم واسه آزمایش دهانه رحم و سونو و این چیزا .

قرص اسید فولیک و قرص واسه قبل از بارداری که ویتامین هستش هم داده vitabiotics pregnat care

حد اقل هفته ای یک بار ورزش.

خوردن غذاهای تازه خوردن میوه و سبزیجات .

خب این از توصیه های دکترم که انقده هم خانمه مهربونی هستند که از بار اول که من دیدمش و واسه بچه ها ذوق میکرد من هوس حاملگی بهم دست داد. بی جنبه هم خودتی

و اما توصیه هایی که از جاهای دیگه خوندم یه موقع دیدین به درد شما هم خورد !

1.دخانیات و هر گونه دودی ممنوع حتی قلیون و سیگار حتی مواد مخدر چشمک

2. مشروبات الکلی ممنوع

3.خوردن چای قهوه کولا و هر گونه نوشیدنی را به حداقل برسانید

4.خوردن میوه سبزیجات ماست شیر.ماهی

5.ماهی هم نه که دیگه هر روز بخورینا زیادیشم بده

6.ورزش .حتی اگه وقت ندارین 20 دقیقه پیاده روی یا دوچرخه یا حداقل از پله بالا پایین برین! یوگا هم عااالیه که من فعلا"‌وقت ندارم

7.قبل از بارداری حتما" به ‌دندانپزشک مراجعه کنید .

8.خرید یک دماسنج برای مشخص کردن دمای بدن واسه روز تخمک گزاری

9.ترجیحا"‌خرید لباس خواب های خوشکل و روغنهای با بوی خوب و شمع و اینا تا شما هم کاملا"‌تحریک شوید . تخمک ها بهتر آزاد میشند!

فعلا"‌اینا رو داشه باشین تا بعد نیشخند

 

 

 


 
فلفل سکته زده
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ تیر ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

چه حالی بهتون دست میده اگه مهمون واستون اومده باشه و شب هم بخوابه خونت .بعد صبح که مهمونت بیدار شده بگه شما تو خونتون روح دارین!

منم هی میخندم میگم برو بابا روح کجا بوده قسم میخوره میگه دیشب کولرم خاموش شد بعد یهو دیدم پتوم نیشت دیدم پتوم صاف صاف رو زمین پهن شده! گفتم بابا شاید افتاده گفت چه جوری افتاده وسط اتاااق!! کولرم چرا خاموش بود!

وااای داشتم سکته میکردم میمردمااا دیدم یهو پسرک هم گفت آره اره ! تو اتق من هم هر بار جای قرآن عوض میشه ! ولی روحش روح بی آزاره!

یهو رعنا که اونم خونمون بود با اون لهجش میگه ااووو باید ملا آورد خونتونو از روح پاک کنه!!!!

پسرک میگه نه این روح خوبیه لازم نیست !

و من هم در اون میان به این شکل بودم تعجباسترساسترس

حالا حالا چه حالی بهت دست میده اگه یهو یادت بیاد اون اتاق مهمونت قبلا"‌اتاق یک بچه ای بوده که از وقتی به دنیا اومده مریض بوده و 13 سالگی میمیره اونم کجا تو همون اتاق!

ولی یهو وقتی یادم اومد ممکنه روح محمد کوچولو باشه با اون قیافه مظلومش دلم آروم گرفت! نمیدونم چرا سریع رفتم بالا خواستم چراغ روشن کنم دیدم روشن نمیشه وااای باز ترسیدم پسرک رو صدا زدم دیدیم کنتور پریده البته قبلا" هم این جوری شده بود پس دیشب که کولر خاموش شده دلیلش این بوده!

ضبط رو میارم یه سی دی قرآن میزارم پسرک میگه میترسی میگم نه اگه محمد کوچولو باشه چه ترسی دارم اون کاملا"‌پاک بوده بعد قسم میخوره میگه به خدا من دروغ گفتم و فکر میکنه پسره هم توهم بهش زده و پیاز داغش رو داره زیاد میکنه!

میگه آخه دیشب مشروب خورده بوده اصلا"‌حواسش سر جاش نبوده! بعدشم که کولر خاموش میشه و این حتما"‌خودش پتوشو شوت میکنه .

ولی باز هم دیشب وقتی تو بغل فلفولی بودم احساس میکردم نکنه الان یکی داره نگامون میکنه! خلاصه که سکته رو زدم من .

فلفل خانم به دلداریهای شما نیازمند است!

 


 
این روزها
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ تیر ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

این روزها خانم بزرگ درتکاپوی خرید هستندطبق معمول ولی این بار متفاوت تر!

خانم بزرگ داره جنس می خره تا اونجا ببره بفروشه.یه مغازه هم باز کرده تو وات س آپ  نیشخند بععله دنیا پیشرفت کرد یه گروپ درست کرده همه دخترهای فامیلمون توشن عکس از جنساش میگیره کلیشو همون موقع میخرند.یا مثلا"‌سفارش میدن یه مانتو میخوایم تو این رنج قیمت یا کفش یا شال.بعضیا هم که واسش پول فرستادند تا خرید کامل کنند واسش.خلاصه که این روزها مشغوله!

چند روز پیشرفتیم دیره تا خرید عمده کنیم که خیلی به نفع تره وااای اونجا که دیگه مثل مرکز خریدا نیست که کولر باشه داشتیم میمردیم از گرما انگار تو سونای تر بودیم با دمااای بسیار زیاد یعنی همینجور آب شر شر میریخت تو دهنم تو لباسم خیس خیس بودیم منو خانم بزرگ قیافه هامون مثل اونایی بود که از دلقوزکستان جنوب اومدن!

خودمون داشتیم از بوی خودمون خفه میشدیم نیشخند

دیگه دیگه آهان خانم بزرگ کلی کاشت ناخن و لاک زدن و فرنچ و از این جینگولک کاریها هم یاد گرفته هر روز میره آموزش میبینه.

چند روز پیش هم ما یه مهمونی دعوت بودیم  از طرف چینیها فکر کن 30 نفری بودن 30 تا چینی و من و فلفولی خانم بزرگ و پسرم.

وااای که دیگه حااالم داشت بهم میخورد! فکر کن 30 نفر با هم دهنشون صدا بده !!! شلپ شلپ! بعد هم همینجور که غذا تو دهنشون بود حرف میزدن دهنشون کاااامل باااز!

بعد هم یک میگو سفارش داده بودند با کلشو چشاش و شاخاشو همه چیش میخوردن بعد آغالاشو تف میکردن تو بشقاب !

فلفولی و پسرک که عین خیالشون نبود منو خانم بزرگ دوست داشتیم کله خودمونو این دو تا رو میکندیم بعد وحشتناااک میخوردنااا آآآی میخوردن!

یهو دیدیم گارسون چند تا سیر درسته دستشه اورد گذاشت جلوشون ما هم مات و مبهوت نگاشون میکردیم گفتند ما بعد غذامون نفری 3 حبه سیر میخوریم سبز

فکر کن که دیگه چه بویی میدن اینااااا!!!

بعد شام هم جالب بود واسم عین این سریالای کره ای یه شو میزاشت فقط با آهنگ بعد خودشون نوبتی باهاشون میخوندن دو نفرشون هم خیلی خوب میخوند فلفولی هم من نمیدونم چه ربطی داشت باهاش بندری میرقصید!این پسرای فامیل ما کلا" با هر آهنگی بندری میرقصند بیچاره ها مدل دیگه ای بلد نیستند!


 
مربوط به پست قبل
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ تیر ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

هی گفتین سرویست خوشگله خوشگله گفتم آدرسو بهتون بدم .من سرویسها و لیوانهام و معمولا" هدیه بخوام واسه کسی بخرم از همینجا میگیرم.آدرس:‌بر دبی -اول مینا بازار -الفهیدی اسم مغازشه مغازش کوچیکه ولی ظرفهای شیکی داره جدیدا"‌هم کلی ظرفهای رنگی که حالت قدیمی داره آورده .دنی رو هم بردم همینجا سرویسشو گرفت.

سینی هم که گفتم از home decore گرفتم اکثر مرکز خریدها شعبه داره ولی من از سیتی سنتر مردف خرید کردم.

بریم در مورد دسر ها چیز کیک که لینکش همین بغل وبلاگم هست ( آشپز خانه کوچک من)

اما دسر که اسمشو نمیدونم خودم هر بار یه چیزی باهاش درست میکنم :

این همون سابو هستش ما تو شهرمون بهش میگین سابو یا سابدونه و حلواش هم میگیم حلوای سابدونه. ساجو میگن ساکو میگن ساگو میگن خلاصه مهم سا اولشه

این دونه های کوچولو داره که از نشاسته یک نوع درخت نخل به دست میاد .کلی هم ویتامین داره-باهاش میشه دسرهای خوشمزه ای درست کرد .

من یک کاپ از این ساجو رو میریزم تو کاسه و روش شیر میریزیم طوری که کل دونه ها رو بپوشونه و یه ذره هم بیشتر معمولا" شب این کار رو میکنم و صبح شروع میکنم به درست کردنه دسر ولی 4 ساعت هم کافیه هر چی بیشتر بمونه دونه ها نرم تر میشه.

شما میتونین جای شیر آب هم استفاده کنین ولی من چون طعمش خوشمزه تر میشه شیر میریزم. بعد توی قابلمه باز شیر میریزیم و دونها رو هم اضافه میکنیم.

بزارین کامل بپزه و اون مزه خامی رو نده .یه ذره گلاب و یک قوطی شیر نارگیل هم بریزین.من نارگیل دوست ندارم ولی شیر نارگیل تو غذا و دسر خوشمزه میشه.

بزارین تا کاملا" بپزه البته دونه ها کامل نرم نمیشه هااا فقط میگم مزه خامی نده.

حواستون باشه مرتب به هم بزنین تا تهش نگیره.

بعد میریزن تو یک کاسه پنیر کی-ری والله شرمنده  اسمشه چی کار کنم بهش اضافه میکنی

حالا شما یه پنیر با ادب تری داشتی هم اشکال نداره همونو بریز.بعد هم شیر عسلی بهش اضافه میکنی

من همیشه این مارک رو استفاده میکنم فرقی نمیکنه هر چی استفاده کردین خوبه.

خامه هم بریزین حالا اگه دوست داشتین هم نریزین .

خلاصه که همه اینا رو قاطی میکنی میریزی تو میکسچر و همه رو مخلوط میکنی .

بعد میریزی تو لیوانای کوچولو یا کاسه یا هر چی و میزاری تو یخچااال .

وااااای یادتون باشه با چشمانی بسته بخوری این دسر کش میاد وقتی هم میخوری دونه های خوشمزه سابئ یا ساجو یا ساکو یا ساگو میاد زیر دهنت و محشره.

یک نوع دیگه هم درست میکنم فرقش اینه جای شیر نارگیل بعد که از گاز آوردم بیرون توش شربت ویمتو میریزم خیلی کما رنگش صورتی خوشگل میشه.

دیگه دیگه آآآهان مرغ با سس قارچ:

اول اینکه من اگه مهمون داشته باشم از کره استفاده میکنم از خامه استفاده میکنم از روغن استفاده میکنم حالا یک شبه دیگه میخواستی نیای مهمونی اومدی مهمونی باید بخوری دیگه !

حالا من اندازه دقیق نمیدونم همون کاری که میکنمو میگم

پیاز رو خر کن نگینی با کره تفت بده رنگش که عوض شد مرغ که تیکه تیکه کردی رو اضافه کن یاز نفت بره بعد روش کمی آب جوش بریز تا بپزه.

میتونی مگی یا ماجی هم بریزی توش.اخرش که دیگه داره میپزه نمک و زرد چوبه و کمی زعفرون و کمی فلفل قرمز اضافه میکنی.

تو یک ظرف دیگه قارچ رو تفت میدم خسیس بازی هم در نیار قارچ فراوون بریز بعد تو کره تفت میدم بعد یک قاشق غذاخوری آرد ذرت اضافه میکنم باز تفت میدم و بعد شعله رو کم خامه رو اضافه میکنم کمی نمک و کمی فلفل سیاه میزنم و میریزم رو مرغ یک همی میزنیمو میخوریم.

اگه سس قارچ غلیظ شد بهش آب مرغ رو اضافه کن اگه رقیق آرد .

سوالی چیزی داشتین در خدمتم ماچ

 


 
و باز هم پست خوشمزه
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ تیر ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

و باز  هم جمعه ما رفتیم رستوران به صرف شام این بار رفتیم رستوران more البته من از غذاهای اصلیش تو منو ناهار و شامش از یک میگویی خوشم میاد که خیلی خوشمزست .

واسه صبحونه هم تنوع زیاد داره خیلی خیلی هم زیاده که منو فلفولی یک دست دو تایی خوریدم .اولش یه نوشیدنی گرم به دلخواه خودتون که من کافی لاته رو سفارش دادم که خیلی خوشمزه بود بعد آب پرتقال طبیعی میارند.بعد نون و کره و دو نوع مربا.

بعد منو اصلی شامل نون خونگی که خودشون درست میکنند .یک  کاسه لوبیا که خیلی خوشمزه بود .یک سیب زمینی 3 تا سوسیس و املت که وسطش کلی پنیره و هر چی دلت میخواد هم بهش اضافه میکنه مثل قارچ و گوجه و اینجور چیزا .خلاصه اگه اومدین اینورا حتما" امتحان کنید اینم عکساش.

و اما عکس از هنرمندیهای خودمم بزارم دیگه دو هفته پیش مهمون داشتم کلی هم دست خودمو سوزوندم.تا جایی که تونستم عکس گرفتم .غذاهایی که داشتم :پلو زعفرونی.قرمه سبزی. مرغ با سس قارچ . یک نوع غذای بادنجان یه چیزی بین کشک بادنجون و حلیم بادنجون.بریانی هندی که کاملا"‌با بریانی اصفهانی فرق داره.

و واسه دسر چیز کیک که از وبلاگ آشپز خانه کوچک من یاد گرفتم .خداییش عالیه این وبلاگ و من هر وفت هر چیزیش رو دریت کردم خیلی خوب شده و خوشمزه از دستش ندین.یک دسر کوچولوی دیگه داشتم باز تو همون لیوان کوچیکا که از صابو درست کردم ( همون مادهای که باهاش حلوای مسقطی درست میکنند)از پلو و قرمه سبزی  دیگه عکس نگرفتم این هم بقیش.

این میز شامم کلتونو برگردونین هر کاری کردم نتونستم روتیتش کنم کامملا"‌پوشیده هیچی توش معلوم نیست گریه

این عکس رو گرفتم بیشتر واسه اینکه سینی جدیدی که گرفتم ببینین که تو حراجی که الان هست فکر کنم 26 درهم خریدم.الان اینجا تو مهمونیا سینی چرم مد شده با پوست این مدلی کروکدایل یا مار که برنهای دیگه هست خیلی خیلی گرونه ولی من اینو تو هوم دکور پیدا کردم و کلی از رنگاشو خریدم. اون تو لیوانم آب سیبه فکر بد نکنینااا

این هم سالادم و سسش و کنارش هم ماست مخصوص هندی واسه بریانیم که ماسته به تنهایی آدمو بلال میکنه بس که تنده! اون سالادم پایینشم کلی چیز میزه ها فکر نکنین همش هویجه !

این مرغم با سس قارچ.کنارش سیب زمینی سرخ کرده مخصوص.که سیب زمینی رو پوره میکنم با پیاز داغ و اویه مخلوط میکنم و بعد بیپی شکل و میزنم تو تخم مرغ و پودر سوخاری و سرخ میکنم اگرم فقط بزنین تو تخم مرغ باز خوشمزه میشه

اینم کشک بادنجونی که گوشت داره نعنا داغمم یادم رفت روش بریزم بعد جدا تو کاسه گذاشتم کنارش

عکس بریانی هر کاری میکنم میگه حجمش زیاده ناراحت

این هم دسر که در آخرین لحظات یادم اومد و ازش عکس گرفتم .

 

 

 

 

 


 
مهمان عزیز
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ تیر ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

یک عدد مهمان بلا شده داااریم ما امشب میرسه فکر می کنین کی میتونه باشه ؟ آفرین آفرین خااانم بزرگ دارن تشریف میارند.هنوز نیومده هنوز فرودگاه نرفته برنامه خریدش رو تنظیم کرده بهم میگه فردا منو میبری عااااشق همین انرژی تموم نااااشدنیشم خب من ماچ

خبر بعدی اینکه من دو روزه لب به گوشت و مرغ و ماهی و تخم مرغ و کلا" هر موجود زنده ای به جز گیاه نزادم نه تنها من بلکه شوهرک و پسرک هم همراهیم کردند وخیلی سخته ها خیلی هی هی یادت به خیر مک دونااالذز یادش به خیر چلو کبااااب آبشار وای وای استیک خدایا سنی  سنی ببین چه به روزم آوردی هی هی

ولی دیگه مردیم از نخود و لوبیا و حبوبات خوردن دیگه خودتون حسابش کنین ما چه وضعی داریم .الهی بگردم دیشب گفتم خب بچه ها فردا می خوام لوبیا درست کنم یهو دیدم جفتشون نگاه مظلومانه ای کردند و گفتند ما امروز و دیروز آسایش نداشتیم زشته نمیتونیم کار کنیم مردیم شکممون باد داره نیشخند حالا گفتم روز جمعه رو میتونین غذای مورد علاقتونو بخورین وقرار شده تو ماه 1 هفته ما وگان باشیم.

این سویاهای تیکه ای که بزرگ هستند مزش عاااالیه خیلی خووشمزست .مرسی سنی جووونم ماچ

خب و اما باز فلفل خانم واستون سوتی داره!

چند شب پیش یک خانمی از آشناهامون فوت کرند البته پیر بودنا مریض هم بودند خیلی من زیاد نمشناسمشون وچند باری دیدمشون .ولی چون همیشه خونه مامان بزرگ فلفولی بوده و واسشون غذا درست میکرده خانواده فلفولی خیلی دوسش دارند .

مامان فلفولی هم بهم زنگ زد و گفت حتما"‌بهشون زنگ بزنین و تسلیت بگین.

منو فلفولی هم کنار هم نشستیم و من تلفنشونو گرفتم یه دختری گوشی برداشت دختر بزرگا بعد گفتم ببخشید شما کی هستین گفتش من کفتری هستم (حالا مثلا" یه فامیلی بهم گفت ) گفتم خب کدوم کفتری ؟! گفت کفتری هستم من! گفتم خب میدونم کفتری کدووومش؟؟؟ گفت آهان من فاطمه کفتری هستم! واااای که دیگه مننن مردهههه بودم از خنده! فکر کن یکی زنگ بزنه به خونتو بگی من فلانی ام(‌فامیلتو بگی)خنده خب بعدش گفتم میتونم با اقدس خانوم صحبت کنم ! حالا کم کم هم داشتم میخندیدم نمیدونستم چی کار کنم فلفولی هم عصبانی هی منو وشگون میگرفت که نکن نکن بدتر خندم میگرفت .بعد یهو اقدس خانوم گوشی رو برداشت نمیدونستم چی بگم اصلا" هر چی در مورد تسلیت گفتنه یادم رفته بود!

گفتم سلام اقدس خانم خوب هستین تسلیت میگم بهتون بعد یهو گفتم حالا بهتر که مردند !!!!!

واااای دیگه فلفولیییی داشت خودشو میکششششت .هوووول کرده بودم گفتم ااا منظورم اینه که مریض بودن راحت شدند !

ولی خب دیگه سوتی رو دادم زنگ زدم طرف گفتم بهتر مامانت مرد!

و اما بگم از سوتی دختر خاااله که خدای سوتی هستند ایشون:

یه بار دختر خاله یه دوستی داشته فامیلیش جلالی بوده تو مدرسه هم صداش میکردن جلالی دیگه .یه روز زنگ میزنه خونه دوستش میگه الو سلام منزل جلالی میگن بفرمایید میگه ببخشید جلالی هستش؟!

اینام فکر میکنن یکی با باباشون کار داره گوشی رو میدن بابای جلالیقهقهه

یه بار دختر خاله با 3 تا از دوستاش معلم خصوصی گرفته بودند.خالم 3 لیوان شربت میریزه میده به دختر خاله ببره.

شربت رو میزاره دوستاش هر کدوم یکی بر میدارن میمونه دختر خاله و معلمش!

یهو دختر خاله دست میکنه شربت برداره که دوستش میزنه رو دستش .دوستش خندش میگیره میاد بیرون اون یکی دوستشم خندش میگیره میاد بیرون دختر خاله هم از خنده اینا خندش میگیره میاد بیرون معلم واسه خودش نشسته بوده!

بعد وسط خنده دختر خالم میگه بچه ها من نمیدونم چرا مامانم واسه آقای احمدی (معلمشون) شربت درست نکرده!!!!

حالا بیا و بهش بفهمون عزیییزم مامانت واسه تو شربت درست نکرده !