یک عدد مشکل!
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

سلام دوستای گلم از تاخیرم واسه نوشته هام خیلی معذرت میخوم.حسابی سر کار سرم شلوغه و وقت نمیکنم آپ کنم حتی وبهاتون رو بخونم!

تقریبا"1 مته میشه که نامزد پسرک اومده .و از قول پسرک میگه این آخرین فرصتیه که بهش میدوم و بهش گفتم اگه این سری هم رفتارتو درست نکنی طلاقت میدم!

3 روز اول عاالی بود میگفت و میخندید و تو کار خونه کمک میکرد و رفتار معمولی داشت!

به پسرک گفتم خب خدا رو شکر اینکه خیلی خوب شده گفت نه این همیشه تا 1 هفته خوبه و بعد از یک هفته دیگه خودشو نشون میده!

از روز چهارم کاراش شروع شد که روی نرو ما لی لی بره! اولین چیزی که خیلی اعصابمو خورد میکنه وقتی از بیرون میاد سلام نمیکنه ! سرشو میندازه پایین میره تو اتاقش حالا من هیچی مامانم که دیگه یه سنی ازشون گذشته خب فکر کنم بری یه جایی یه بزرگتر اونجا باشه تو سلام نکنی!

خداحافظی هم نمیکنه! یهو سرشو میندازه پایین میره!

تمام طول مدتی که نشسته داره پاهاشو به شدت تکون میده یا بهتر بگم میلرزونه ! بعد از ظهر که من میرم خونه واسه ناهار از اتاقش بیرون نمیاد عصر که بر میگردم خونه هم بیرون نمیاد فقط وقتی شوهرش میاد از اتاق میاد بیرون!

اون هفته رفتیم هتل که شب هم بمونیم دختر خالم هم از ایران اومده بود با خودمون بردیمش با دوست ژاپنیم . از اولش که هی غر میزد به پسرک که هتل چرا گرفتی من از این خرج و مخارج خوشم نمیاد و ال و بل! حالا تازه هتله 70 در صد آف خورده بود که خیلی قیمتش مناسب بود! خب هتل که رفتیم ما خواستیم بریم استخر باز غر غر چه دل خوشی دارین شماها استخر برای چی خلاصه که نیومد خب منم گفتم حالا قاطی هم هست معذبه بهش گفتم بیا بریم سونا اونجا زنونه مردونه جداست واسه پوستت هم خیلی خوبه یه اخمی کرد بهم که دوست ندارم! یعنی از هیچی لذت نمیبره هیچ چیزی نیست که واسش ذوق کنه! مثلا"‌اینا زن و شوهرند اونم اولش که عقدند! دست همو نمیگیرن میگن خوشمون نمیاد این لوس بازیا!! کنار هم نمیشینینند!

از طرفی هم موندم تو کار پسرک که واقعا" دوستش داره دوستش نداره!

عصبی شدم شدید! بعضی وقتا چند ساعت رو مبل تو اتاقش همینجور سیخ میشینه و به یه جا خیره میشه! بدون اینکه کاری کنه یا حتی تلویزیون ببینه!

وسواس هم داره که 2 ساله تحت نظر دکتره روزی دو یا سه بار دستشویی اتاقشونو میشوره و همش خیس خیسه! من دستشوییهامو با مواد ضد عفونی و خوش بو کننده تمیز میکنم با از اون جارو پارچه ای ماهی یه بار میشورم.اینجوری به کاشیها و درهای چوبی آسیب نمیرسه چون اینجا هوا مرطوبه خیلی زود همه چیز خراب میشه!حتی یه بار هم به پسرک گفتم ولی فایده نداشته.حمام که میره 3 ساعت داخل حمام هست.

تحت نظر دکتر هستش بنده خدا مشکل داره ولی موندم چی کار کنم دلم واسه پسرک هر چند که خیلی احمقه میسوزه واسه این دختر که جوونه و این مشکل رو داره هم خیلی! بعضی وقتا میترسیم از کاراش.کسی هست که بدونه چی کار باید بکنیم چه جوری باید باهاش رفتار کنیم؟!

من البته کاری به کارش ندارم هیچ وقت مزاحم کاراش نمیشم ولی نگرانم خیلی خیلی!

الان 7 ساله اینا عقد کردند و پسرک باهاش ازدواج نمیکنه هر چی هم میگیم تکلیفشو روشن کن انگار نه انگار! میگه این مریضه و میخوام خودش از من خسته بشه و بگه نمیخوام! و واسه اینکه ازش خسته بشه جلو همه یهو یه چیزی بهش میگه یا مسخرش میکنه که خیلی ناراحتم میکنه و حتی از اینکه به شوهرم محبت کنم عذاب وجدان میگیرم و میگم حالا دختره ناراحت مشه.خدایاااا به دااادم برسیییینگریه