عرو.سی به سبک بح..رینی
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ دی ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

من خیلی خیلی معذرت میخوام از این همه تاخیر تو نوشته هام.

یه چند روزی من بح.رین بودم واسه عروسی یکی از فامیلامون که اونجایی هستند!

حالا بگذریم که من به چه بدبختی خودم رو به اونجا رسوندم و طبق معمول به ایر..انی جماعت و.یزا نمیدادن ولی به هر جون کندنی بود خودمان را رساندیمنیشخند

خوبیش به این بود که هم عقدشون رو دیدم هم مراسم و هم اینکه بعد از عروسی واسه یکی از  پسرهای فامیل رفتیم خواستگاری که خیلی واسم جالب بود البته پسره اما.راتی بود دختره ب.حرینی ولی خب با هم فامیل دور بودن.

خب بوبیش به این بود که مراسم خواستگاریشونک دیدم در واقع بله برون خودمون بود نه خواستگاری!

خب پس من از آخر میام اول از مراسم خواستگاری شروع میکنم.

از قبل خب یکی اقدام میکنه واسه صحبت کردن و معمولا"‌ مادر داماد یک بار تنهایی میره و با مامان عروس صحبت میکنه .خانواده عروس میخوان که دوماد رو قبل از هر چیزی ببینن و دوماد با خانوادش ملاقات میکنه حالا این یه بار جدا داداش عروس و یه بار جدا پدر عروس هم با هاش صحبت کرده بود و با هم بیرون هم رفتند. از قبل از اینکه خانواده ها به طور رسمی همدیگرو ملاقات کنند معمولا"‌عروس و داماد با هم صحبت میکنند و در ارتباط هستند .یعنی حتی اگه با هم دوست نبودند ولی قبلش با هم صحبت میکنن که اگه خوششون اومد و تفاهم داشتند رسمی بشه. حالا اینا رو دارم میگم چون هر دو خانواده مذهبی هستند و واسم جالب بود اینکه اجازه میدن این کارا رو.

بعذ از اینکه عروس موافقتش رو اعلام کرد فامیلای نزدیک دوماد میرند خونه عروس.واسه بله برون معمولا"‌یک سرویس و یک ساعت میدند. همراه با گل و کیک شکلات.

از فامیلای نزدیک دوماد هم معمولا"‌ شکلاتهای بسته بندی کوچیک رو بین مهمونا پخش میکنند قبلنا مارک patchi مد بود ولی جدیدا"‌از godiva میخرند شکلاتش گرونه ولی خیلی خوشمزست .خیلی از مالها از جمله وافی داره .ما هم واسه این خواستگاری 100 تا سفارش دادیم.

فامیل دوماد دم در جمع شدیم و مامانم دف میزد به سبک جنوبیها (عروس و داماد هر دو پدر و مادرشون اصالتا"‌ایرانیند) و دینگیلی دینگیلی کنون و با کل وارد شدیم از قبل برنامه ریزی شده بود که هر کسی باید یه چیزی دستش باشه و ببره.

این یه وانت کوچیک بود که گلها و هدیه ها و همه چی توش بود!

گل وسطی از طرف خود دوماده که با یک کارت عاشقونه با متن خوشکل فرستاده. شکلاتای اطرافش از طرف فامیلای دوماده .سمت راستیه طبقه ایه از طرف من و مامانمه

 

این هم سرویس عروس خانم من از رنگ مرواریدش خیلی خوشم اومد

و این هم ساعت

شام هم اونجا بودیم که دیگه روم نشد عکس بگیرم.مجلس کاملا"‌زنونست و بهد مادر دوماد میره کناره مادر عروس میشینه و باید بلند بگه که ما اومدیم واسه خواستگاری دخترتون و از این حرفا و پسرمونو به غلامی بپذرید و اینا..

بعد میگه حالا دختر خوشگلتون کجاست بعد صداش میزنن و دختر گل و بلبلیشون میاد! و بقیشم که اینا رو میکنند دستشو اینا خواهر  و مادر دوماد این کار رو میکنند. حلقه رو بعد از عقد دستش میکنند.

حالا میریم مراسم عقد:

طبق معمول خانما جدا آقایون جدا

این بار ما از طرفه خانواده عروس بودیم.خاونواده دوماد وقتی وارد شدند چند تا چمدون شکلات و اینا هم با خودشون آوردند که بعد چدون باز شدش رو هم میزارم واستون.

دوماد توی یه اتاق دیگه که آقایون هم اونجا هستند عقد میشه عروس هم تو یه اتاق دیگه که خانما هستند! بعد از مراسم عقد دوماد برای اولین بار میخواد بیاد تا عروس خانم رو بدونه عبا و شال روی سرش ببینه! حالا شایدم قبلش یواشکی دیده چشمک

آخه این عروس و دوماده 4 سال عاشق همدیگه بودن ولی به علت یک بیماری عجیبی که تو خانوادشون رایجه و به علت اینکه خانواده دوماد خیلی مذهبیند خانواده عروس مخالف این ازدواج بودند و دیگه وقتی دیدن دخترشون داره از دست میره و میگه من تا آخر عمر شوهر نمیکنم اجازه دادن!

البته پسره گفته من اصلا" مثل خانوادم نیستم و حجابت به خودت مربوطه البته خانوادش با اینکه خیلی مذهبیند ولی خیلی خیلی مهربونند و از اونایی نیستن که فضولی بقیه رو هم بکنند.

لحظه ای که دوماد وارد شد وااای که اون شوقش واسه دیدن عروس و عروس خانم اون خجالتش و شرم و حیاشو خیلییی دوست داشتم واسم یه چیز عجیبی بود!

دوماد عروس رو میبوسه و بعد میره دست مادر زنش رو میگیره و میبوسه.

مامان دوماد سریع اومد انقدر هم خوشحااال بود تا حالا مادر شوهر به این مهربونی و خوشحالی ندیدم من یه برد بود نمیدونم چی بود اورد با یه چیزی دیگه انگشت شست پسرش رو گرفت زد توش و بعد مهر کرد روی اون مهره و بهد انگشت شست دختره وبا شستشون یک قلب درست کردن اولین یادگاری بهد از عقدشون واسه همیشه بمونه.

حلقه ها و ساعتها و سرویس رد و بدل میشه ...

مراسم عقد عصر بود واسه همین همش ساندویچهای کوچولو کوچولو با دسرهای کوچولوی خیلی بامزه درست کرده بودند.

 

چشن عقد یا عروسی:

خب عروس و دوماد تصمیم بر این گرفته بودند که یه جشن خیل یمفصل خوب بگیرند و دیگه بعدش برند ماه عسل و تمام .. یعنی دیگه عقد یه بار حنا بندون یه بار عروسی یه بار نبود.

اینجا خیلی مرسومه که عروسی رو توی چادر بگیرند! حالا فکر نکنید منظورم چادره عشایره یا از اون چادرا که تو پارک میزاریما!

مزیت این چادرها این هستش که تو هر دیزاینی که دوست داری میتونی اجرا کنی دیگه مثل هتل نیستش که حالا یه چیزش کمه یه چیزش زیاد.

این چادرها رو یا توی زمینهای خالی میزارن یا تو خونهی خودشون اگه بزرگ باشه!

حالا خونه عروس خانم بزرگ بود و همونجا چادر رو زده بودند و واسه شام تو محیط باز!

 

از کارهای جالبی که کرده بودن واسه محوطه شام چون جا کم آورده بودند اومده بودند روس استخر رو پوشونده بودند و میز وصندلیها رو اسخر بود .اون آخر رو میبینین تنور نون زده بودند که توی عروسی نون تازه یرو بشه!

این هم از لباس عروس خانم که تو اتاق خوابش آویزون بود اتاق عروس خانمم با گل تزیین کرده بودند

لباس گارسونها که مادر عروس دیزاینش رو داده بود با گلهای طبیعی رو سرشون خیلی با مزه بود.

وقتی تو عروسی یا مهمونی یک عرب میری خیلی واسشون مهمه نحوه سرو چای و قهوه! بهترین و متبحرترین اع.راب سعو.دی هستند!

که اینها از اونجا اورده بودنشون. که مسوول نوشینیهای گرم بودن انواع چای چای زنجبیل چای هل .یه نوع چای زرد رنگ .قهوه عربی. کاپو چینو .قهوه ترک

وقتی بهت قهوه عربی میدن تو فنجونای مخصوص رمه که اگه دوباره بخوای دیگه نمری بگی بازم میخوام ! اگه فنج.نت. تکون بدی یعنی دیگه کافیه و میدی بهش ولی اگه فنجون رو همینجوری بدی یعنی بازم میخوای!

گارسونها با هم دیگه کارشونو تموم میکردند وردیف تو دو صف که لباسای عین هم تنشون بود وایمیسادن و با هم میومدن و یهو پخش میشدن فوق العاده  با نظم بود!

این هم از جایگاه عروس

این هم از میز و صندلی مهمونا البته این سبک که مثل مبلمان باشه من تو ایران هم دیدم. همونطور که میبینین حتی دستمال کاغذی هم با گل و سبزه تزیین شده و چیزای دیگه که رو میزه ساندویچهای کوچولو .یه چیزی بود مثل چیپس و شکلات گودیوا

این هم یه مدل دیگه از میز و صندلیهای مهمونا

یه قسمت کوچولو بود که حالت کافی شاپ داشت و خلوت بودش چند نوع آب میوه تازه بود و دسر و اسنک و یه تلویزیون هم گذاشته بود که فیلم داخل عروسی رو پخش میکرد

این هم کیک

از شام نمیتونستم عکس بگیرم چون همش شمع بود و تاریک عکسم خوب در نمیومد.

و اما همونطور که قبلا" گفته بودم ورودی عروس واسه اینجاییا و حتی ما خیلی مهمه ! اینکه عروس چطور وارد مجلسش میشه.

واسه این عروس خانم آهنگ و شعری که گذاشته بودند سفارش داده بودن و واسش شعر گفته بودن! مثلا"‌اسمش لیلا بود با عربی واسش شعر گفته بودن که آره بالاخره لحظه رسیدن رسید عروس خانم خوشحاله و از این حرفا با یه آهنگ ملایمی وارد میشد دو نفر جلو دو نفر عقب زنهای سیاه پوست با لباس عربی بودند که مشعل آتیش دستشون بود و پا به پای عروس حرکت میکردند .

عروس که رسید به جایگاهش آهنگه تندتر و تند تر شد که دیگه همه باید میومدند وسط بعد تو شعرشون اسم فامیلای نزدیکشون هم بود و دیگه رقص و پایکوبی. رقصشونم خیلی خوشکل و با اون عشوه های عربی خداییش زیباست .

بعد نوبت میرسه به ورود داماد قبلا"‌هم گفتم داماد رو با محارم عروس میارن تو یعنی با پدر داماد عموها برادرها داییها وپدر عروس

حتی ممکنه برادره دوماد اصلا"‌عروسی داداششو نبینه

داماد رو میارن و بعد بقیه وایمیسن حالا اگه دوست داشتن میرقصند اگر نه هم عکسی میگیرن و میرند و داماد تنها میمونه .اینجا دیگه فقط محارم داماد میتونن برقصند یا کسایی که حجاب ندارند.

بعد هم که دیگه هدیه به مردم میدند که من یادم رفت عکس بگیرم خونه دارم سعی میکنم دفعه بعدی بزارم.

چمدون :

بعد از عروسی مادر عروس نزدیکاشو صدا میزنه که بیاین میخوایم چمدون رو وا کنیم .

چمدون باید به دست عروس خانم باز بشه.

همه این چمدون رو مادر شوهر خودش تزیین کرده البته ایشون دیزانر هستند و واقعا" خوش سلیقه بودند. حتی اون لباس عروس کوچولو اون آینه رو خودش چسپونده .روی هر چمدون یه بالشتک بود که روش با گلدوزی یعنی با نخپیامهای خیلی خیلی زیبا واسش نوشته بود .

انقدر ظریف این چوب لباسیشم درست کرده بود که من عاااشقش شدم.زیباییش تو این بود که همشو با دست و با عشق درست کرده بود.

حالا دوست دارین ببینین چیه توش آره؟

 

3 تا سرویس و دستبند و ساعت .این آخری عکس حلقش رو هم گذاشتم واستون.

می می اول اسم عروس و اول اسم دوماد هستش همه اینا رو مادر شوهرش درست کرده حتی اون روبان سوراخ سوراخی خودش درست کرده!

این چمدون همش عطر بود و عود عربی و لباس خواب و پیجامه . همه وسایل رو که آوردیم بیرون کلی کاغذ گذاشته بودن فکر نمیکردیم چیزی زیرش باشه اما بود!

و ما با این صحنه مواجه شدیم مادر داماد از همه فامیلای نزدیکش و دوستای عروس خواسته بود یه کارت با سلیقه خودشون درست کنن و واسش یه پیامی بنویسند همه این کارتها دست ساز بود و هیچ کی نرفته بود آماده بخره حتی مامان بزرگ دوماد هم درست کرده بود و نوشته بود انقدررر زیبا بود و هممون داشتیم جیغ میزدیم چه برسه به خود عروس حتی خاله های داماد که آلمان بودند و نتونسته بودن بیان هم فرستاده بودند!

این هم جا نمازش

این هم حوله هاشو .یه کار جالب دیگه که کرده بود رو حوله عروس که میپوشه نوشته بود مثلا"‌لیلا همسر محمد   و رو حوله دوماد محمد همسر لیلا  خیلییی با مزه بود با عربی نوشته بودند.

تا جایی که تونستم سعی کردم جامع باشه چشمک

 

 

 

 


 
دزد زده ها!
ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ دی ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

این و این پست اخر دریس رو بخونید ببینین چی داره به سر شهرمون میاد !!گریهاسترس