عروسی4
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

ممنون از همتون واسه کامنتاتون.من کسایی رو که میشاسم یا قبلا"‌با وبشون آشنایی داشتم یا حداقل میدونم یه بار قبلا"‌ با هم در ارتباط بودیم بهشون رمز رو میدم .بقیه هم خب بزارین یه ذره بیشتر با هم دوست بشیم بعدش باشه با شما هم دختر خاله میشیم.آخه چایی نخورده که نمیشه دختر خاله شد کهچشمک

و اما اون خانمی که تورم رو گرفته دختر عموم خانم بزرگ هستن.3 تا ساقدوشا نفر اول دختر عموم خانم کوچیک.نفر دوم دختر خالم همونی که خیلی سوتی میده.نفر سوم خواهر شوهر کوچیکه هستن.

پسرا هم که پسرای فامیلمونن و شما با هیچ کدوم آشنایی ندارین.توی این جمع دو نفرشون هستن که با هم دوستن و همدیگه رو دوست دارن ولی به علت مسایل امنیتی نتونستن یار یکدیگر باشن چشمک.

بین شب حنابندون و شب عروسی یه شب فاصله بود.که باز شب وسطی شب نخود و حلوا بود یعنی چی؟ هاان ما تو ولایت یه نخودای مخصوصی داریم گنده تر از نخودهای شما این هندیا هم از اون نخودا دارن این نخود رو با نمک و فلفل سبز و قرمز تند میپزونن وبعد واسه صبحونه با آبلیمو میخورن.

رسم بر اینه که شب هر کی میتونه و اکثرا" خانمهای فامیل میخوابن خونه عروس و شب تا صبح مراسم حلوا پزون و نخود پزون جایزه به هر کی که شب موند یه لباس خواب دادن.

سری قبلی که عروسی بود بهمون پتو مسافرتی دادن.

هی هی جوونی کجایی که یادت به خیر دنی یادته تو عروسیا رو هر بالش سه نفری میخوابیدیم و چقدر بهمون خوش میگذشت پیر شدیم رفت .

صبح که میشه بساط صبحونه به راه حالا چیا ما واسه صبحونه میدیم!

حلوای مخصوص .3 یا  4نوع نون محلی.3 نوع تخم مرغ .املت مخصوص.نخود.لوبیا.باقالی.با یه سبزی مخصوص.پنیر . کره و مربا.بلالی با تخم مرغ (بلالی یک نوع رشته های کوچولو که شیرین درستش میکنن با زعفرون و اینا میزارن درست بشه و بعد با خاگینه اینو میخورن).شیر چایی مخصوص!

دیگه دیگه فعلا" همینا تو ذهنمه حالا اینجوری نیستش که همه اینا باشه هاا ولی خیلیاشون هست.

خب بعد از اینکه ملت خوووب نخود و حلوا و صبحونه مفصل خوردن دیگه کامل انرژی دارن واسه رقصیدنچشمک

ما هم رفتیم یه خونه خالی گیر اوردیمو با دخترهای فامیل شب رو یه جا خوابیدیم تا من آخرین شب مجردیمو در کنار اونا باشم! (نه که ماشالله کم پیش فلفولش بودم از اون لحاظ) شب ساعت 1 یه دونه قرص خواب قوی خوردم که عمیق بخوابم.داشتم احساس میکردم که دیگه گی

 

 


 
عروسی3
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

آرایشگره واسم دو تا مو گذاشته بود دیگه تا آخر شب احساس میکردم گردن ندارم وحشتناک درد میکرد .

یه توضیحی در مورد گردنبندی که پوشیدم بدم که یکی از بچه ها پرسیده بودن.توی فامیل ما معمولا" هر خانواده چند گردنبند بزرگ و چند طلای بزرگ داره که بیشتر شبیه طلاهای هندیه این طلاها طلاهایی هستن که نسل به نسل بهمون رسیده و هی کمتر میشه چرا؟ خب مثلا" بابابزرگ من که مرده طلاهاشو تقسیم کردن بین بچه ها دوباره مامان باباهای ما تقسیم کردن بین بچه هاشون.حالا از ارثیه یکی از طلاهایی که به ما رسیده این هستش که اسمش گردوبنده .یک گردنبند دیگه هست که اونو ما نداریم اونو دادن به مامان خانم بزرگ اینا اسمش امپریال هستش که از سکه های خیلی بزرگ تشکیل شده.امپریال خیلی بزرگتره از اینی که من پوشیدم.ولی کلا" از این طلاها نمیشه استفاده کرد مگر تو عروسی خودت.ولی ارزشش به قدیمی بودنشه.من اسم همه طلاها رو نمیدونم ولی هر خانواده یه چیزی بهش رسیده مثلا" بعضیا گوشواره های بزرگ قدیمی.بعضی دستبندهای قدیمی که اونم یکی بابای فلفولی بهم داد ویه دونه گیره موی سر طلا که  مادر بزرگ فلفولی وصیت کرده بوده بدنش به زن فلفولی که من باشم. دیگه بعضیا هم یه چیزی که بهش میگن چنبر و به پا میبندن بهشون ارث رسیده.

حالا فکر نکنین اینا خیلیییی گرونن نه اونجوریا هم نیست چون فقط طلاست و الماس واینا نداره.جدیدا" هم اونایی که دیگه فقط یک طلای قدیمی واسشون مونده طلا رو باز تقسیم میکنن یعنی مثلا" سکه هاش یا مرواریداش رو در میارن و اونو میدن به طلاساز تا واسشون یه گردنبند کوچیکتر درست کنه.

نکته دیگه در مورد موهای چند تا دخترهای فامیل بود .که دنی هم گفتش رفته بودن پیش یه آرایشگر پسر که فوق العاده خوش سلیقه بود من بعد عروسی یه بار واسه کوتاهی و براشینگ رفتم پیشش عالی بود.یعنی من براشینگ آرایشگاههای شیرازو قبول ندارم خیلی ولی این یه جوری براشینگ میکنه طبیعی که انگار موهای خودت همیشه همینجوری بوده.رنگ کردنش هم عالیه جالب اینکه تا حالا هیچ دوره ای هم نگذرونده و خودش ذاتی اینجوری بلده!پسره هم بوشهریه که به تازگی اومده شیراز.ماشالله به بوشهر که این همه دختر پسرهای دلبر هنرمند دارن.

واما عروسی رسیدیم باغ و وای وحشتنااااک استرس منو گرفته بود یعنی داشتم میمردم.شب اول رسم بر اینه که عروس خودش تنها میاد داخل مجلس یعنی بدون داماد!خب خیلی سخت بود تک و تنها برم تو .دو طرف به صورت موازی رقص محلی خاما میکنن که شامل همه خانمهای فامیل بود.آهنگهای محلی آهنگهای قدیمیه که باز اکثرا" مربوط به اجدادمونه و اسماشون هم تو شعرها هست!مثلا"  اون موقع ها اینجوری بوده که هر کی هر کاری میکرده واسش شعر میگفتن. مثلا" یه شعر هم در مورد بابابزرگم هست که از یه دختره خوشش میومده!این آهنگا رو قدیما با یه دستگاهی که ما بهش میگیم المانی (ا رو با فتحه بخونین) و دف و تنبک میزدن.المانی یه دستگاهی هستش شبیه ارگ که تو موسیقیهای هندی و یا پاکستانی شاید دیده باشین مربع شکل و کوچیکه.

خلاصه که با این شعرهای قدیمی که البته الان با ارکستر و اینا میزنن میایم داخل.خیلی صحنه جالیه وقتی همه زنهای مجلس دو طرف با یک صف خیلی بلند و روبروی هم با دستمالهای رنگی که مامانم داده بود درست کرده بودن برقصن.ولی اون لحظه همه وجودم داشت میلرزید و حتی یه جا نزدیک بود بیفتم چون هر کاری میکردم پام نا نداشت که را بره و یکی از پاهام قفل شده بود!ولی خلاصه با چه بدبختی خودمو رسوندم بالا!

در مورد مبلی که روش نشستم این مبل باز رسمه که شب حنا بندون روی تشک و پشتی میشینن که اینجا ما بلندتر درست کردیم تا شبیه به مبل بشه.این مبل کار دست و یکی خانمهای  هنرمند فامیلمون دوختن.که خداییش کار سختی بوده و دستشون هم درد نکنه.اون چیزی که دستمه هم قرآ ن هستش.

بعد از اینکه نشیتم کلی ملت عکس گرفتن و اینا دوماد رو آوردن .مراسم دوماد اورون اینه که پدر داماد یا عموهاشو نزدیکانشو نزدیکان عروس دست داماد رو میگیرن و میارنش پیش عروس و بزرگ فامیل میاد و 3 بار کله های عروس و دوماد میزنن به هم که مال من 5 بار زدن .چون الهی قربونش برم بابام وقتی داشت سرامونو به میزد گریش گرفت و 2 بار زد بعد بابای فلفولی 3 بار زد.الهی قربون بابام برم هی چشاش پر اشک بود و دستاش میلرزید داشتم میمردم اون لحظه و خودمو کنترل کردم که زار نزنم....

بدی شب اول اما..کن بود که خیلی باغیه میترسید و هی میگفت تا 1 نشده ارکست نزنه و هی میزد هی خاموش میکرد هی میزد هی خاموش میکرد البته از 1 تا 5 صبح رو دیگه بی وقفه زد ولی اولاش خیلی اعصابمو خورد کرد .هدیه هم من عکساشو ندارم که فکر کنم دنی داره.یکی که همون شکلاتا بود.یکی قابلمه کوچولو که توش هم نمیدونم چی بود از طرف دختر خالم به مردم.یکی دیگه از اینا که توش عود عربی میسوزونن کوچولوش از طرف خالم به مردم.یکی دیگه شمع بود اونم از طرف یکی دیگه خالم.

یه جا که دیگه رسما"‌اعلام کردن ام..اکن اومده فیلمبردار که سریع دوربینشو جمع کرد نمیدونم زیر درخت زیر میز کجا قایم شد!ارکست هم هر کدومشون با سازشون گم و گور شدن خودم هم هی خاله فلفولی اومد گفت برو زیر میز یهو دیدی تو رو هم بگیرن که نرفتم گفتم موهام خراب میشه !

حالا میگفتن اومده اونی هم که رفته بوده جلو مش..روب خورده بوده پ..لیسه میگه مشر.. خوردی؟ میگه آقا مگه نمیبینی عروسیه معلومه که خوردیم! بعدش میگه مجلستون جداست فقط اینجا رو عاقلی میکنه میگه آره اونم که میبینه کلی آدم تو قسمت مردونست و پرده هم هست ول میکنه میره.پس این پرده خدا رو شکر به دادمون رسید و واسه شب دوم هم دیگه کاری بهمون نداشتن.


 
عروسی2
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

اول اینکه من هی میخوام واستون عکس بزارم پرشین گیگ واسم باز نمیشه راه دیگه ای اگه هست واسه عکس گذاشتن بهم بگین لطفا".

خب داشتیم میگفتیم بعله مراسم اولی که اجرا بایست میشد مراسم حموم در آرون بود که البته دنی جون عکس گذاشتن و توضیح هم دادن ولی من یه بار دیگه میگم .وسایل حموم رو تو یه سبد یا بغچه میکنن و یکی باهاش رقصید حالا کی بود من ندیدم فکر کنم خالم بود.تو این فاصله باآهنگ محلی همه میرقصند یعنی فاصله ای که عروس تو حمومه.این حموم واسه این مهمه که آخرین حمام عروس قبل از عروسیشه که البته من بعد از هم رفتم حموم نیشخند.

خب یک نفر یا دو نفر عروس رو میبرن حموم که دنی چون زورش بیشتر بود اون منو برد.اجازه بدین یه ذره من آبروشو ببرم فکر کن هر کی عروسو میبره حموم کلی باید کیسش کنه دنی فقط 2 3 دقیقه اول ذوق داشت بعد گفت فلفل بس دسگه خسته سدم من تو رو خدا یه ذره بیشتر کیسه بکش .دنی: نه خسته شدم .حالا کیسه هم که میکشید انگار داشت نازم میکرد نیشخند.خلاصه لباسا رو آواردن که باید سرآپا سبز بپوشیم وقیافت هم کسی نمیبینه یعنی روت یه روسریهای مخصوص سبز رنگ هستش.در باز شد و کلی ملت کل کشیدن و دخترا پشت سرم و دو طرفم هم خواهر شوهرام دستمو گرفته بودن و منون از پله ها آوردن پایین تا به حیاط رسیدیم میدیدم به به چه همه دلبر کردن و خوشکل و خوشتیپ شدن اونوقت من دریغ از قطره ای ارایش قایمم کرده بودن تو چادر .حالا قدیمتر که دختر بار اول بود که ابروهاشو برمیداشت همه هی صبر و قرار نداشتن و میومدن زیر چادر رو نگاه میکردن و میگفتن واااای چه تغییر کردی.خب منم 3 ماه بود دست به ابروهام نزده بودم واسه عروسی هم واسم پهن برداشتن هر کی میومد از زیر نگام میکرد میگفت واای چرا ابوهات انقده پهنه!خلاصه ابروم که تغییر نکرده بود هیچ از همیشه هم پهنتر بود.

وقتی هم میومدم یه آهنگ مخصوص داریم ارکست میخونه هاا آهنگ مخصوص حموم درآرون هم زدن واسمون با دبدبه و کبکبه اومدیم تو حیاط که کلی هم چراغونیش کرده بودن .همون شب رو پاهام واسم حنا گذاشتن.اون خانمی که قرار بود بیاد و واسم حنا بزاره همون شب پدر شوهرش فوت کرد و هیچ کی دیگه نبود که واسم حنا بزاره تا اینکه یکی از آشناهامون گفت من کمی بلدم یه ذره واسم گذاشت دستم هم نزاشتم اصلا".

خیلی خوشکل نزاشت ولی خب حالا من زیاد نمیخواستم ولی حیف شد که اون خانمه نتونست بیاد.فلفولی هم اومد و داشت میمرد که ببینتم ولی خب اجازه ندادن و دیگه خودشو کشت که من ندیدمت حالا هم هی میگه فیلم اون شب رو بزاریم که من نزاشتن تو رو ببینم!

از اونجا هم منو بردن خونه عمو بابام که خلوت تر بود و کمی هم پیش عمو بابام باشم و اونجا هم کلی ویتامین بهم بدن و بهم برسن تا واسه فرداش که حنا بندون بود سر حال باشم.

یه چیزی که تو عروسی جنوبیا هست و من حتی تو خود شیراز هم کمتر دیدم اینه که وقتی یکی از ماها عروسیمون هست همه فامیل یعنی مثلا" دختر عموی دخترخاله پدربزرگ هم مثلا" در تکاپو هستن و همه خودشونو از فامیل نزدیک میدونن همه میخوان برقصن و یک کاری واسه عروسی کرده باشن از این متحد بودن خیلی خوشم میاد بگو ماشالله.کمتر تو ماها میبینی که دو خونواده با هم قهر باشن تو خونواده ما که اصلا" نیست دنی اگه هست من یادم نمیاد بگو.بازم بگین ماشالله نیشخند.آخه من میبینم طرف مثلا" تو عروسیش خالشو دعوت نمیکنه یا عمشو دعوت نمیکنه با هم قهرن! نمیدونم والله!

صبح فردا صبحونه مفصل به خوردمون دادن و تا ظهر هی بهم گفتن دراز بکش استراحت بکن ناهار خوشمزه ای هم خوردیمو ما رو بردن آرایشگاه شب اول موهامو رنگ نکردم شب دوم یه ذره که فکر کنم اصلا" هم معلوم نیست روشنتر کردم.

بچه ها پرسیده بودیم منظور از شب اول و دوم چیه.شب ول شب حنابندون بود که خرجشو خانواده عروس میده.شب دوم دو شب بعد از حنابندون که شبی هستش که عروس لباس سفید میکنه تنش. تو ارایشگاه خیلی استرس داشتم چون میدونستم شب اول رو با وجود این همه روی سرم و گردنم خوشکل نمیشه و خیلی از این میترسیدم که مثل اسکولا بشم که خدا رو شکر دمه ارایشگاه گرم استایل مو رو خیلی خوب در اورد ولی آرایشم خیلی سفید شده بودم نمیدونم شاید فکر کرده بود چون جنوبی هستیم خیلی سفید دوست داریم! اونجا خیلی حالم گرفته شد وداشتم میمردم .اصلا" کرم پودرش خوب نبود و رو صورتم ماسیده بود ولی خب بهشون گفتم ودرستش کردن ولی بازم احساس سفیدی داشتم که با پنکیک و رژ گونه خودم درست کردم.

هیچ وقت تو آرایشگاه خجالت نکشین بگین حالا زشته نمیگم هیچی.مهمترین شب زندگیتونو پس اگه خوشتون نیومد بگین حتی اگه استایل موهاتونو دوست نداشتین بگین حالا نه یه جوری که ناراحت بشن ولی بگین.

فلفولی اومد دنبالم .منم اصلا"‌یادم نبود که یه چیزی واسه رو شرم بردارم و همینجور خوشحال و خندون رفتیم آتلیه.سوار ماشین که شدم فلفولی دیگه خودشو کشت بس که گفت وااای خوشکل شدی شبیه کلوپاترا شدی دیگه اعتماد به نفس گرفتم کلیییییی حالا راست و دروشو نمیدونم.ولی بازم تو آتلیه و به خصوص تو باغ خیلی خجالت میکشدیم و هی احساس میکردم همه دارن بهم میخندن البته چند تا عروس هم اومدن گفن خیلی عروس جالب هستیو و لباست خوشکلو و کجایی هستین و از این حرفا ولی خب یه جوری بود دیگه.

خسته شدین بقیش واسه فرداماچ

 


 
عروسی1
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ مهر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

من شرمنده چشمای همتووون.چشم از حالا به بعد همش فارسی راستش کامیم خل شده فارسی نمینویسه مجبورم از کامی بقیه استفاده کنم.

امروز اولین روز کاریمه بعد از مرخصی.حالا دیگه از اینجا میتونم واستون فارسی بنویسم.

بعله داشتیم میتعریفیدیم از فرودگاه اومدیم بیرون حالا نمیدونستم غصه لباسمو بخورم یا ذوق شیراز بکنم هر خیابون که رد میشد دل من هری میریخت پایین وی که همه چی سر جاش بود از بقال و میوه فروش و همه و همه چی حتی آدماش هم همون بودن.

خونه که رسیدم اونجا هم کلی آدم جمع بودن و همین که وارد شدم کللیییییییلیییییییی کردن واسم منم گفتم لطفا" ساکت من چمدون ندارم و فعلا" عروسی نیست مامانم که دیگه داشت خودشو میکشت ولی خدا رو شکر زودی بهمون خبر رسید که چمدونه پیدا شده.بابای عزیزم رو هم دیدم که همینجور تو بغلش داشتم اشک میریختم از خوشحالی دیدنش.

نمیدونستم عروس شدن انقده خوبه هااا وگرنه زودتر عروس میشدم نمیزاشتن دست به سیاه و سفید بزنم هر چی میخواستم میوردن واسم کلی بهم توجه میشد نیشخند .

از شبی که رسیدم یعنی 6 روز قبل از عروسی پسر خالم هم با ارگش اومده بود و هر شب همه فامیل تو خونمون بودن و بزن و برقص.2 3 شب اول چیزی بهم نگفتن و میتونستم در مراسم حضور داشه باشم البته نه اینکه پاشم برقصم نه اجازه رقص نداشتم و اینجور رو پله مینشستم و از لای نرده ها ملتو نگاه میکردم و از موندن قر در کمرهایم میمردم!

از شب سوم کلا"‌از خونه شوتم کردن بیرون  وآواره شدم خونه این و اون شدمنیشخند.

بچه ها هم میومدن واسه کمک و تزیین هدیه ها و شکالاتا و از این جینگولک بازیا.بعد از گرفتن چمدون داشتم یک نفس راحت میکشدیم و در درونم فشفشه هوا میکردم که ناگهااان بعله از تشریفات زنگ زدن که باغتون رو پولوم کردن حالا کی؟! 3 روز قبل از عروسی! بعد دوباره زنگ زد که حالا پولوم نیست ولی شرط گذاشتن که ارکست نباشه قاطی هم نباشه.خب ما این باغ رو گرفته بودیم که ارکست بیاریم و بزارن برقصیم اگه اینجوری بود که یه باغ دیگه میگرفتیم فکر کن که ورودی باغ تو شیراز تقریبا"‌400 یا 500 هزار تومنه ما 3 ملیون و نیم پول دادیم که فقط بزارن ارکست بیادو بعد هم بشه آقایون بیان تو حالا میگفتن باغ ما نمیزاره!

بابای فلفولی گفت نه فکر کنم تشریفاتیه با صاحب باغ با هم بدن آخه هی زیر آب همدیگه رو میزدن تشریفاتی هم هی به ما میگفته بریم یه باغ دیگه ببینیم!

ما هم زنگ زدیم به صاحب باغیه اونا هم گفتن آره درسته چند شب پیش بهمون گیر دادن حالا بیاین تا از نزدیک با هم حرف بزنیم.اقای تشریفاتی هم تو راه که ما رو میبردن اصرار که بریم چند تا باغ دیگه هم ببینیم و اینجا دیگه خیلی امنه!

تو رو خدا مملکته مااا داریم!! میخوای عروسی بگیری باید دلشوره داشته باشی یهو نیاین با دستبند ببرنت!

چند تا باغ دیگه دیدیم افتضاح مثلا" یکیش تو سیلو بود که بوی مرغ خفت میکرد من وفلفولی احساس مرغ و خروس بودن بهمون دست داده بود و اگه وارد میشدیم قد قد کنان باید میومدیم!

تازه راهشم وحشتناک بود یهنی باید یه قسمتی رو تو اتوبان خلاف میودی فکر کن!!!!! تو عروسیم یه چند 100 نفری تصادف میکردنااا!! حالا نمیشه که جون چند نفر رو به خطر بندازی که میخوای قر بدی که!

رفتیم باغ خودمون که بار اول بود میدیدیم منو فلفولی .جاااش عاااالی بود خیلی نزدیک.در باغ رو به خیابون بود ماشینا وارد باغ میشدن یعنی شب روسی هیچ ماشینی دم در نبود فاصله در تا مجلس هم خیلی زیاد بود .باغ خیلی خوشکلی بود همین که پامو از ماشین گذاشتم پایین هم یه آهو عین سگ افتاد دنبالم والله آهو ندیدیم بیفته دنبال آدم منم جیغ و از سر و کول آقای تشریفات و صاحب باغ کلی رفتم بالا.

خانم صاحب باغ خیلی مهربون بود و کلی دلداریمون داد گفتش عروسی اون شب کاملا" قاطی بوده یعنی حتی پرده هم وسطش نبوده که ما واسه امنیت بیشتر پرده رو گذاشتیم بعدشم رو میزاشون هم مشر..وب سرو میشده .بازم تازه کاری به عروسی نداشتن و فقط به باغ گیر دادن و عروسی تا 5 ادامه داشته.خانمه گفت اگه نیمه جدا باشه خیلی خوبه و همین که ببینن مردا جدا نشستن دیگه نمیان داخلو نگاه کنن چند تا تو هستن.بعدشم گفت 12 یا 1 به بعد ارکست رو شروع کنین و سعی کنین تا قبلش موسیقی محلی یا دی جی باشه.خب آخه موسیقی محلی ما باز با ارگخ خب چی کار کنیم!

خلاصه که کلی خیالمون راحت شد البته گفتن باز هم باید پول بدین تا ما هم بدیم به اونا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوش جونتون گوشت بشه به تنتون واقعا"!

دیگه خیالمون باز راحت بود.یه سر به تشریفات هم زدیم و غذا رو یه ذره عوض کردیم و آب میوه تازه هم سفارش دادیم.آب طالبی و آب انار واسه شب اول .آب طالبی و آب هندونه شب دوم.پیشنهاد میکنم حتما" واسه عروسیاتون داشته باشین خیلیییی میچسپید و من فقط آب طالبیشو که خوردم عااالی بود.

البته بستنی و فالوده هم میتونستیم انتخاب کنبم ولی چون هوا سرد بود گفتیم نمیچسپه.

و بعد هم آرایشگاه من هر دو شب رو ویژه برداشتم. خواهش میکنم تو این یه مورد رو خسیس بازی در نیارین یه شبه دیگه باید خوشکلترین روز زندگیت بشی پس بزار آرایشگرت هم بیشتر بهت برسه.

حالا جالب اینجا بود هر کی تو اون آرایشگاه کار میکرد یه جوری میشناختمش یا با هام دوست بود و کلی بهم چسپید.

دیگه دیگه اهان  دنبال هتل بودیم.یعنی واله من نمیدونم چی بگم میدونم که اصفهان و تهران هتل خوب دارن ولی شیراز نه!

پسر خالم کارش نظارت هتلهای شیرازه واسه همین بهمون گفت میبرمتون چند تا هتلهای خوب رو اتاقش. ببینین و هر کدومو پسندیدین همونو بگیرین اول از هما شروع کردیم که خودش میگفت بهترین هتل هماست.اول که رفتیم تو شلووووغ غلغله بود ! همون موقع گفتیم یه دستشویی هم بریم چشمتون روز بد نبینه دیگه وقتی تو هتل هما تو دستشوییش یه همچین گندی رو میبینه که رغبت نکنی دستشویی هم بری از بقیه جاها چه انتظاری هست مشکل هم هتل نیستاا مشکل ملته که بی فرهنگ زیاد توشه بلا نصبت شما!

اتاقشم خوشمون نیومد یعنی وانش که داغون بود فکر کنم واسه زمانی بود که پدربزرگ خدابیامرزم میخواسته بره ماه عسل.

تلویزیونش که عین تلویزیون دوران کودکیم بود و کلی ناستولاژیک شدم من!

دیگه بقیه رو فلفولی تنها دیده بود هتل چمران گه بوی فاضلاب میداده پارس هم نمیدونم چه مشکلی داشت که آقای پسر خاله گفتن یه هتل هستش که چند روزه باز شده و هیچی که نه حداقل تمیزه و اتاق نو بهتون میدن.هتل ستارگان که خداییش هم تمیز بود و فلفولی گفت همینو میگیریم اتق سنتی هم گرفتیم که حالا بعد عکسشو واستون میزارم.

خب دیگه خیلی زیاد شد بقیش واسه بعد.

 


 
slaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ مهر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

delam vasatoon kollli tang shode bood .hamash too fekre tak taketoon boodam .man bargashtam honymoon ham tamoom shod be salamati khosh gozasht jatoon ham khali nabood honymoone dige 2 nafarish khoobe jaye hich ki khali naboodچشمک.vali shiraz too aroosi jaye hamatoooon va gher dadanatoon khali bood.

khob hala man moondam az koja shoroo konam vasatoon  az rooze aval migam ta berese be safaremoon.

man khoshhalo va khandoon ba 2 ta az familamoon az sharjeh parvaz dashtim be samte shiraz .enerji manfi ham kare khodesho kard va zad too chamedoone maaaa.bale az hamoon aval goftam man ba aseman nemiram chon aseman mamoolan chamedoonhaye sangin va bozorg ro 1 rooz bad mifreste goftim ba air..arabia berim ke motmaentare va havapeymash bozorge chamedoone ma ham toosh ja mishe.chamedoon ro ke tahvil dadam kolan adatame hamishe in barchaspaye rooye chamedoon ro ba ticketam check mikonam.dashtam check mikardam ke yehoo hamin chamedoon bozorge ro shoot kard oonvar goftam roo in yeki barchasp nachaspoond goftesh maloome ke michaspoonim mage mishe haminjoori befrestim to boro khiyalet rahat.man ham ba khiyali asoode raftam.residim shiraz haminjoor montazere chamedoon hameye chamedoona oomadan chamedoon koochikam chamedoone hamraham be joz chamedoon man!hala mohtavash chi bood lebase aroosim va hanabandoon kafsh aroosi va hanabandoon tajam va lahzeye akhar laptabam ham gozashtam toosh! 

haminja elam mikonam vagheaaaaaaaan moteasefam va karmanda va karkonaye irani nemigam hame vali aksariyat injooriyan.aval inke man moondam chera hame enghadr maghrooran va khoda nakone khoda nakone yeki bahashoon  kar dashte bashe hame too ghiyafe hastan.fekr kon ke chamedoonam gom shode yani age chamedoonam peyda nemishod aroosi ham nabood dige .raftam pishe ooni ke masoole migam khanom chamedoone man nist mige khob chi kar konam!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

migam khanom mage shoma masool nisti mane badbakht lebase aroosim tooshe ki masoole?mige na be man rabti nadare khanom folani masoole!migam khob khanom folani kiye mige mobilesho midam behesh zang bezan.migam man bezanam?!!inja yani hich ki masool nist khob man bargeye baram dastame foroodgah bayad javabgooye man bashe.mige khanom chera injoori mikoni be ma rabti nadare!!

zang zadam khanom chichiyak masoole barhaye airarbia gooshi bar nemidashtan.bad too foroodgah shansaki yeki az kargara oomadan goftan in khanomast.age be man gofte boodan chamedoonet ja naboode va ye rooze dige miyad baz khiyalam rahat bood moshkel inja bood ke faghat chamedoone man nabood va hamashoon migoftam vase airarabia bi sabeghe boode!khob shoma boodi chi kar mikardi taze be khoda kheyli khodamo control mikardam.

bad khom masool ro didam kheyli kheyli barkhordesh bad bood.migam khanom man chamedoonam nayoomade mige khob!ajibe .migam hala man bayad chi kar konam mishe az oonja begin yeki bebine chamedoone man hast ya na mige na oonja tatile!rooze jomast ta 1 shanbe tatile.man ham kari nemitoonam bokonam bad ina ro ba ye lahne kheyli badi ham migoft ke man jorate harf zand nadashtam.

too foroodgah ham ke hameye 2khtaraye famil va famil shoharoon ba daste gol oomade boodan ke enghadr halam bad bood nafahmidam ki oomade ki nayoomade!

didam az iran hich ghalati nemishe kard sari zang zadim be yeki az familamoon rafte boodan foroodgah khodeshoon goftan ke ye chamedoon ja moonde boode ke ma fekr kardim vase parvaze bangladeshe va mikhastim befrestim oonja chon roosh barchasb nakhorde boode kholase ke ba adrese mohtaviyate dakhlesh peyda shod..khodaaaaaaaaaaaaaaa ro shokr.

farda sobhesh raftam daftare air arabia goftam age ye badbakhti oonja kasi ro nadashte bashe ke hichi dige ta vaghti chamedoon bere bangladesh dobare az oonja biyad taghriban 1 mah tool mikeshe!khanome ham koli maazerat khahi .vali khodayish man moondam chera enghadr hame too ghiyafe boodan omidvaram shomaha injoori nabashin !khob karmandi ke karesh ba mardome bayad khosh akhlagh bashe hoseleye mardom ham dashte bashe toyi ke hosele nadari asab nadari vase chi kar mikoni azizam ya ye kari bokon ke saro karet ba mardom nabashe!

khob in az rooze aval baghyash vase farda. 


 
ramz
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ مهر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

doostaye azizi ke ramz ro faramoosh kardan mitoonan az donata begiran man nistam daram miram mah asal.doriss.persianblog.ir

faghat doostamaaaa