6
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:
 
5
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:
 
4
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:
 
اطالاعیه
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

سنی و مری عزیزم هر کاری میکنم نمیتونم رمز رو بفرستم کد تاییدیتون واسم نمیاد اگه میشه ایمیلتون رو بفرستین .

رمزم مثل همون رمز قبلیه.


 
3
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:
 
2
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:
 
...
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:
 
گام اول
ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

اولین قدم بزرگ رو برداشتم و رفتم خیاطی و دیزاینر طرح اولیه لباس عروس رو واسم کشید.مدلش مدل ویکتوری هستش.بالا دانتل آستین بلند دانتل و پشتش هم که کاملا" باز و دانتل میخوره .بالا تنم کاملا" تنگ یقم باز دامنش هم هنوز درست مدل نداده .رنگ لباسم احتمالا" سفید سفید نیست رو به بژ هستش.تور سرم از لباسم خیلی بلندتر تورم هم نازک نازک.دیگه دیگه گفتش هر کاری میکنیم و در هر مرحله از کار هفته ای یک بار میای و نگاه میکنی.حالا مونده انتخاب پارچه که باید برم و ببینم .دعا کنین خوب بشه.البته این کاراش رو دیدم فیتینگ لباسای عروسش عالیه خدا کنه واسه منم خوب در بیاره.

در مورد اون فامیلا که انقدر همتون فامیلای عجیب غریبتر رو تو خصوصی و کامنتا گذاشته بودین که من کم اوردم شدید.

و اما اینکه گفته بودین چر فامیلا رو عوض نمیکنن خب خیلیاشون هم عوض کردن مثل دست پس ,بی کله ولی نمیدونم قبلا" گفتم یا نه دوباره میگمنیشخند(فکر کنم دنی گفته)

یک دختری که فامیلش خروس بوده بعد از اینکه شوهر میکنه میره ثبت احوال پیش همین پسر خاله میخوام فامیلم رو بزارم فامیل شوهرم و عوضش کنم .بد از اینکه کلی از مراحل تموم میشه بابای دختر داد زنون میاد اداره و داد و بی دااد که تو دختر من نیستی اگه فامیلیت رو عوض کنی از ارث محرومت میکنم جد اندر جد ما خروس بودیم حالا تو میخوای فامیلیت رو عوض کنی؟؟!!واین میشه که دختره پشیمون و مانده خروس بر میگرده خونش!

و اما از همه بدتر یه ببار که داشتن کارت م _لی صادر میکردن و اسما رو دونه دونه میخونده این پسر خاله یهو به یه فامیل وحشتناک بر میخوره از خانواده شیرگیر که شکا سرکشش رو بردار!(من معذرت میخوام دیگه وبم شده منبع فحشای زشت)

پسر خاله هم روش نمیشده صداش بزنه هی اسمشو میگه و میره کنارش یه پیرزن خیلی پیری بوده.میگه مادر جون مثل اینکه شما از فامیلهای شیرگیر هستین ولی احتمالا" اون موقع تو ثبت شناسنامتون این سرکش رو یادشون رفته شما میتونین عوضش کنین فامیلیتون رو به راحتی.

پیرزن هم انگار که فحش خواهر و مادر بهش دادن میگه یعنی چی خیلیم فامیلیم خوبه من هیچ وقت فامیلی که بابام داشته رو عوض نمیکنم!هر چی هم پسر خاله اصرار میکنه که آخه هیچ کی روشنمیشه فامیلیت رو به زبون بیاره!باز هم همچنان سوار خر شیطون بوده و پایین نمیومده!


 
فامیلی
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

خدایا هزاران مرتبه شکرت که حداقل فامیلمون یه جوریه که رومون میشه بگیم.

اگه اینجا بیاین خیلی از ساختمونا رو میبینین که نوشته خرباش انقده این خونواده معروف و پولدارن البته اصلیتشون پاکستانیه.

پسر خالم تو اداره ثبت احوال کار میکنه گفتم چند تا از فامبلهای عجیب رو به شما هم بگم .

خروس , گاو , گرگ ,چشم گاوی ,بی کله , پس و پیش پاره ,دست پس,شیرگیر,تخم چی,سینه خیز,آخ , جلو داری

خیلیاشون هم یادم نیست ولی دلم واسه اونی که پس وپیش پاره هست خیلی میسوزه! خب این بنده خدا چرا این فامیل رو واسش انتخاب کردن ما حدس زدیم حتما" جدش وقتی رفته واسه انتخاب فامیل خشتکش هم از پشت و هم از جلو پاره بوده.

این خانواده بی کله تو شهر ما زیادن جالب اینجاست که همشون کله هاشون خیلی بزرگه.

فامیلی آخ یکی از شاگردهای مریم بود فکر کنم شاگرد دنی هم بودهوآخه آآآخ هم شد فامیل؟؟!!! ای خدایا

 

 


 
روز معلم
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

دنی عزیزم روزت مباااارک.ماچ

روز معلم رو به همه معلمای خوب و مهربون تبریک میگم .خسته نباشین معلمای عزیییز.


 
بازیهای کودکانه من
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

چقدر خوش بودیم واسه خودموناا الان که تو آفیس هستم یه لحظه احساس کردم چقدر بچه بودم بازی اداره ای رو دوست داشتم اینکه با کاغذا بازی کنم و امضا کنم و الکی با تلفن خرابی که داشتم حرف بزنم.÷س چرا الان خسته میشم از این کارا فکر کردم برم به اون زمان و مثل یک بازی به کارم نگاه کنم واااای که شیرینتر شد کارم چقدر دوست دارمش.

با عرض شرمندگی من تا پیش دانشگاهی این بازی اداره ای رو انجام میدادم با خانم کوچیک در رو قفل میکردیم وبازی میکردیم.

کوچیک که بودیم میرفتیم تو زیرزمین خونه بابابزرگم (خونه دنی) که یه بار عکسش رو گذاشته بود که خیلی هم خوشکله , و با خانم بزرگ و دنی و داداشش بازی ادارهای میکردیم با کلی کاغذای به درد نخور شرکت عموم آخ که چه لذتی داشت روزشماری میکردم نوروز بشه برم اونجا بازی.یادته دنی اون تخت گنده رو به عنوان صندلی روش مینشستیم و تاقچمون هم مثلا" میز بود.

خونه خودمون یک اتاق رو تقریبا"‌درست کرده بودم واسه بازیهام.

بازی معلم بازی رو روی دیوار اجرا میکردم از مدرسه گچ میدزدیم میوردم خونه رو دیوار مینوشتم و به همون روش درس میخوندم!دفتر کلاسی هم داشتم کلییی واسه هر درس یه دفتر کلاسینیشخند.همیشه هم کلی برگه تصحیح نشده داشتم که از برگه های دفتام که دیگه لازم نداشتم میکندم و الکی صحیح میکردم.بعد خودم از خودم دری میپرسیدم اگه بلد نبودم ٠ میدادم و اگه بلد بودم ٢٠.خلاصه که اینجوری ما درس خوندیم.

بازی دکتر بازی هم قشنگ بود وی هر اتق عروسکام رو میزاشتم رو تخت بعد چند تا پرونده هم میگرفتم دستم دونه دونه میرفتم تو اتاقا و بیمارا رو چک میکردم و آمپول میزدم .تو سرنگم هم آب میریختم و میزدم بهشون.

بازی مورد علاقم که از همش بیشتر دوست داشتم و یک آرامش خاصی بهم دست میداد بازی فقیر فقیری بود.ایجوری بود که یه ملافه کوچیک مینداختم یه جایی دورش هم بالش و خودم و عروسکام میرفتیم توش یعنی منم با بچه هام که خیلی هم فقیریم خیلی خوش میگذشت.نیشخند

عروسک بازی رو با دنی بیشتر بازی میکردیم.وقتی میرفتیم ولایت عمه بابام واسمون عروسکای کوچولو کوچولو درست میکرد اندازه یه بند انگشت که شامل زن و شوهر و مامان بزرگ و بابا بزرگ و بچه ها میشد بچه هم در سایزهای مختلف نی نی و بزرگتر و نوجوون.این عروسکا رو با چوب درست میکردن و لباسش با بارچه.واسه کلش هم خودشون چشم و اینا میکشیدن.

من و دنی با اینا دنیایی داشتیم واسه خودمون .هر روز کارمون همین بود که بازی عروسکی کنیم و واسشون وسایل درست کنیم.چادر,بالش,پتو,ظرف غذا..

این دنی همیشه سلیقش از من بیشتر بود و انقده از خودش ابتکار به خرج میداااد.خونهاشون با قوطی نوار یا چیزای دیگه میساختیم واسه هر کدوم یک اتاق و کلی دنگ و فنگ.

بازی خاله بازی در حیاط :که همراه بود با غذا سازی این برگهای رنگی حیاط رو با دختر همسایه میکندیم میریختیم تو آب لهش میکردیم بعد میشد خورشت!

بازی بالا بلندو که تو مدرسه بیشتر بازی میکردیم.

بازی گوشوار طلا رو هم با پسر دخترای فامیل میکردیم که تعدادمون هم خیلی زیاد بود.همون که یکی گرگ بود یکی مامان بعد مامانه واسه هر بچه ای تو گوشش یه اسم میگفتااا...

بازی هندی .یه روسری مامانم رو میبستم به موهام که مثلا" بلنده بعد با ستون میرقصیدم و بوسش میکردم مثلا" شوهرمه.

بازی یافتن زن و شوهر که دو گروه میشیم (مربوط به ۴ یا ۵ سالگیمه) دخترا یه طرف پسرا یه طرف بعد پسرا میدویدند زنایی که دوست داشتن رو میگرفتن منم همیشه یکی از پسرای فامیلمون که اصلا" دوستش نداشتم میومد منو میگرفت و من هااای هااای گریه که من نمخوام این شوهرم بشه.بعدها هم اتفاقا" خواستگارم بود و باز هم همین نظر رو داشتم.

با همین فلفولی خودمون هم بازی میکردما هدنی بازی میکردیم اون هم همش دوست داشت به جنگه و پارچه میبست دور سرش و دنبال دشمن میگشت.

این داداش دنی هم همش میگفت بیاین جبهه بازی ما هم لطیییف از بازیهای خشن خوشمون نمیومد!از کودکی خشن بودنیشخند

دیگه فغلا" یادم نمیاد ولی دلم تنگ شده واسه این بازیااا و باورم نمیشه حالا خیلیاش حقیقت زندگیم شده!

برم برسم به بازی اداره ای.راستی شماها هم بنویسین چه بازیهایی میکردین کوچولو بودین؟!

دلم واسه خودمون سوخت امکانات بازی رو دقت کردین تو رو خدا نیشخند

 


 
دعوای من و فلفولی
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

دیشب با هم دعوامون شد البته ماشالله ماشالله تا حالا نشده بیشتر از نیم ساعت با هم قهر باشیم به جز ٣ روز قبل از اینکه بیان خواستگاریم قهرم به طول انجامید که یهو خوتهرش زنگ زد که میخوان بیان خواستگاری.

خلاصه که این فلفولی ما وقتی خودمون ٢ تا هستیم همش داره قربون صدقم میره و مهربونی میکنه اما اما اگه یک نفر دیگه بهمون اضافه بشه احساس میکنم هی میخواد ضایعم بکنه و همش کاری میکنه که با هم بحث کنیم!

یکی از اخلاقای بدش اینه که مثلا" میگم وااای چقدر برج العرب قشنگه

فلفولی:نه اونجوریم نیست

من:چقدر غذاش خوشمزه بود

فلفولی :یه جا دیگه غذاش خوشمزه تزه

حالا ممکن هم هست یه جای دیگه غذاش خوشمزه تر باشه ولی خب چه اشکال داره تو بگو آره اینم خوشمزست.یعنی من هر چی میگی این میگه نه یه جای دیگه...

یه اخلاق بد دیگه اینکه من خیلی خیلی واسم مهمه که یه نفر بدونه چه جوری باید با مردم برخورد کنه و خیلی چیزا رو بدونه.مثلا" روزای اول که نامزد بودیم تولد دختر خالش بود دیدم نمیخواد کادو بگیره میگم خب کادو یه چیزی بگیر واسش زشته هیچ کی دست خالی نمیره یهو خواهرش پرید وسط که بیچاره دادشم از کجا داره کادو بخره!!

گفتم خب اگه نداری پس تولدم نیا .که خب بالاخره راضی شد یه چیزی بخره!

یا اینکه میریم بیرون با فامیلامون میگم بدو برو بگو من حساب میکنم میره میبینم میگه من حساب میکنم طرف میگه نه دوباره میگه نه من حساب میکنم باز طرف میگه نه پول رو میزاره تو جیبش.

میدونم پول نداره هنوز دانشجو هستش و از باباش پول میگیره! ولی میترسم که تا آخرش اینجوری باشه! خودش هم از این موضوع ناراحته که هنوز کار نمیکنه .ولی خب چی کار کنم !مثلا" مامانم یه چیزی میخواد خوشم نمیااد بهش پول بده دوست دارم بگه خودم میدم حداقل اصرار کنه ...

نمیدونم چی کار کنم.

بعضی وقتا احساس میکنم الکی میخواد کلاس بزاره واسه من نه اا من همون روزای اول دمشو قیچی کردمنیشخند ولی فرضا" عقد پسر عمشه میگم زنگ بزن تبریک بگو میگه تازه دیروز عقد کردن بزار یک هفته بگذره!!

شاید اینا مهم نباشه ولی واسه من مهمه.به جز چند تا پسر فامیل هیچ دوستی نداره که باهاش رفت و آمد داشته باشه .نمیتونه به راحتی با یکی رابطه جدید برقرار کنه و باهاش دوست بشه!

چی کار کنم واسه آیندش ناراحتم .چه جوری میخواد کار کنه.با وجود اینکه اینجا فامیل زیاد داریم که میتونن واسش پارتی بشن واسه کار اما هر کاری میکنم باهاشون رفت و آمد نمیکنه یعنی نمیدونه چه جوری رابطه جدید برقرار کنه.

جلو مامانم هم بعضی وقتا خجالت میکشم .واسه تحویل سال همه خونه ما بودن سال که تحویل شد همه رو بوسی کردن ولی فلفولی با مامانم رو بوسی نکرد که مامانم خیلی دلش شکسته بود!

نمیدونم چی کار کنم!

این رو هم بگم اگه پول داشته باشه هر چی بگم واسم میخره و دوست داره همه پولشو واسم خرج کنه و واسه خودم خیلی ابراز احساسات میکنه ولی واسه بقیه نه.


 
و باز هم جی بو تی
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

قبلا" در مورد این کشور کوچیک آفریقایی گفته بودم و اما باز این دوستمون اومد از اونجا با کوله باری از اطلاعاتنیشخند

من هم که دارم میمیرم که هی و هی به شما اطلاهات مفید بدمچشمک

اول اینکه توی این کشور جریمه رانندگی نیست به جز دو حالت.یعنی میتونی مست و پاتیل باشی رانندگی کنی میتونی موبایل صحبت کنی میتونیکمربند نزنی.فقط یکی از خیابوناش یک پیچی داره که اونجا اگه تند بری پلیس جریمت میکنه. و اما جریمه بعدی!

که من موندم تو عقل این کسی که این قانون رو گذاشته!اگه بری تو یک خیابون یک طرفه و یهو یک ماشین در خلاف جهت خیابون بیاد و تصادف بشه مقصر شمایی که درست میومدی!!!

چرا؟ چون بر این باورند که اونی که از روبرو میومده حتما"‌عجله داشته تو چرا حواست نبوده .میدونم باورش سخته ولی یک حقیقته!!

در ضمن در کل این کشور چراغ راهنمایی وجود نداره!

گفته بودم فکر کنم, که اکثر مردم اونجا معتاد به یک نوع برگ هستند که موادمخدر هستش و کلا"‌آزاد هم هست.این برگ رو با نوشابه میخورند!واسه همین بیشتر این مردم مبتلا به دیابت هستند چون مصرف نوشابشون خیلی خیلی زیاده!

واسه تبلیغات رییس جمهوریشون به مردم مواد مخدر دادن (یعنی همون برگها) ونوشابه!

یک چیز جالب دیگه یک قوم سومالیایی اونجا زندگی میکنند به نام ایسایی یا ایساوی این قوم بر این باورند که حتی اگه پول داشته باشند وقتی یک غریبه یا خارجی رو میبینند حتما" حتما" باید ازش گدایی کنند و باید ازش پول بگیرند اگه نگیرند میگن گناه هستش!

اگه یه چیزی واست جالبه و ازشون عکس بگیری سریع دستشون رو دراز میکنند که هان هان زود باش پولمو بده ازم عکس گرفتی!

حتی یه بار از یه شتر عکس گرفتن دیدن یکی دوون دوون داره میاد که بالله زود باشین پول عکس شترمو بدین!

خب دیدین تو خیابونای خودمون گربه هست فوقش سگ اینجا رو ببینین!

این دوستای ما داشتن تو خیابون آجیل میخوردن یهو میبینن این حیوونا دارن میان به طرفشون و حیووناشون هم مثل آدماشون دستاشون رو دراز کردن که هان هان زود باشین ما هم آجبل میخوایم! من نمیدونم اینا انترند یا بابون به هر حالا اینا حیوونای خیابونیندنیشخند .بی ادبااا نکنه فکر کنین تو عکس سومی میمونه یا انتره.. یه طوریش شده یا یه ماده میمون دیده اینجوره شده اینا آلتشون همیشه اینجوریهخجالت(من خجالت نمیکشم این اون میمونست که داره خجالت میکشه)

دخترای اتیوپی خوشکل زیاد داره توش همون حبشه خودمون.دوستمون به کی از همکاراش که اهل اتوپی بوده میگه چه دخترای خوشکلی دارین کاشکی یه دونه از دخترای فامیلتون رو میگرفتم.میگه نه نمیشه تو دا و جراتش رو نداری میگه ااا واسه چی؟!!میگه آخه تو ده ما هر کی میخواد یه دختر بکشه باید یه شیر بکشه بعد هم سر شیر رو بزاره رو سرشتعجب

حالا ما موندیم مگه تو اتوپی چند تا شیر هست ؟!!یعنی انقده اینا شیر دارن.و باز یه چیز دیگه کله شیر به اون گندگی که اگه گذاشتی رو سرت که گردنت و کمرت میشکنه که!!

فکر کنم این یکی رو دیگه آقاه چاخان کرده!شاید هم قانون باشه واسه غریبه ها...